تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead

در چندین نوشتار قبلی به طور رسمی با همه عرصه های ربوکاپ خداحافظی کرده بودم. اما چه کنم که معتاد شدم و علت هم رفیق بد و البته که ذغال خوب! القصه که خدا خواست، حضرت پسندید، و در دو هفته اخیر دو مقام دلچسب کسب نمودیم یکی از یکی خوشتر! چهارم مسابقات آزاد آمریکای لاتین در برزیل و دوم مسابقات روباتیک خوارزمی... اول از همه کلی در این مدت خندیدیم. آنقدر که انگشت نمای همگان شدیم! خندیدیم به همه چیز. به اینکه چه شد من بعد از سال ها دوری از کد نویسی، مستقیم و به شدت بکار افتادم و کاملا راضی که سکان تیم هنوز در دستانم است و اینکه به این زودی ها قصد بازنشستگی ندارم. به اینکه در قطار تیم از این رو به آن رو شد. به اینکه آرمین با ماست و آماده به خدمت. به اینکه حسین انصاری (با کلی خنده...) عضو بنیاد ملی نخبگان می شود! به تیم پر افتخار آساک دانشگاه آزاد قوچان (خنده بیشتر)! و ...

به هر شکل، گذشت و چه خوش گذشت. به قول حسین تجربه پنج ساله Nexus را به یکبار بروز دادیم، چشم همگان خیره شد! حسین البته که راضی بود. نایب قهرمانی در دو لیگ دوبعدی و سه بعدی حتما که حال می دهد!

و باز راهی سفارت کانادا شدم و اینبار هم باید یک هفته ای منتظر بمانم... این قضایا دیگر دارد خسته ام می کند... این بار چه می شود الله اعلم...

با بچه ها راهی مشهد شدیم. خوشی های مسابقات، بلاتکلیفی ویزا، شکسته شدن عینک در وزارت علوم، و همه خاطرات چند روزه را جمع کردم کناره ذهنم. شب عید میلاد آقا امام رضاست... چقدر دلم تنگ شد همین چند روز. و صد حیف که مردم مشهد ولی نعمتشان را آنطور که باید نمی شناسند.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 20 آبان1387 و ساعت 19:57 |

ربوکاپ 2008 چین هم تمام شد و تیم ما در همان ابتدا حذف! ما که قسمت نشد برویم، دوستانی هم که از گروه مکانیک "با هزینه شخصی" رفتند تا کد ما را هم اجرا کنند دو هفته ایست ازشان هیچ خبری نیست! تیم ما را که همراهی نکردند، امیدوارم لااقل در سلامت باشند... در اینگونه موارد گفته میشود چه گویم که نا گفتنش بهتر است... نتایج روی سایت نشان میدهد تیم هایی که نماینده داشتند مقام آوردند و شاید نکسوس اگر فقط کمی از سوی دانشگاه عزیز حمایت میشد در بین 5 تیم اول جهان بود که از نظر ما هست ولی... البته دیگر رفتار دانشگاه برایمان عادت شده آخر سال پیش هم آمریکا قسمت نشد!

                                

خداحافظی من از عالم ربوکاپ هم اینگونه رقم خورد، و اینک کیبورد فرسایی می کنیم برای آیندگان که ما نیز رفتنی شدیم...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

بسم رب المنصورین

«وصیت نامه ربوکاپی»

 

من بدینوسیله و در همین جا خداحافظی رسمی خود را از تمام عرصه های مسابقات ربوکاپ اعلام می دارم، و از حضور همه دوستان مرخص می شوم.

اکنون که این متن را می نویسم، از مشهد به سمت شرق تا مرزهای چین، از شمال تا آبهای قطب شمال، از جنوب تا یخ های جنوبگان، و از غرب تا پایتخت مملکت، و به شعاع هزار کیلومتر در هر راستا، هیچ تیم شبیه سازی روبات های فوتبالیست دوبعدی و سه بعدی پر افتخارتر از نکسوس (بلکه اصلا هیچ تیمی) وجود ندارد.

عمری در کسب علوم و فضایل عالیه در کنار دوستانی سپری کردیم که همگی اکنون درجات و کمالاتشان زبانزد است و لیکن از یکدیگر دور افتاده ایم و هر یک در گوشه ای از این دنیا.

هرگز کسب مقام برایم (و ایضا دوست قدیم و یار همیشگی حسین انصاری) آنقدر مهم نبود که هدف کارمان شود و اگر هم چیزکی بدست آمد حاصل تلاش جمع بود و تزاید و هم تعاملی.

و من به همه آنان که ادامه دهنده این راه خواهند بود، در هر جا و به هر شکل، توصیه می کنم اول به توکل بر خدا که اگر توفیقات حضرتش نبود، هرگز قدم از قدمی پیش نمی بردیم، و دوم به پشتکار فراوان و مقاومت در برابر کوه مشکلات که در این راه بس فراوان است و مشکل گشا هم اندک. پس اگر در این راه با جیب خالی، وعده و وعید دانشگاه و حامیان، پیشنهادهای رنگارنگ، خلف وعده، نیرنگ، فشار زیاد در زمان کوتاه، هجوم انواع بلایا در شب مسابقه، تغییرات ناگهانی قوانین مسابقات، بی توجهی مسئولین و برگزارکنندکان، کدورت بین دوستان، و امثالهم مواجه شدید، خم به ابرو نیاورید و کمر همت ببندید که در زندگی از این دست فراوان است.

نکته دیگر آنکه موفقیت یک تیم تنها به کسب مقام و عنوان نیست و در کنارش مسائل معنوی و علمی هم اهمیت دارد که جو دوستی بچه های نکسوس و مقاله های علمی منتشره خود بیانگر این است.

عزیزان آینده ساز، اینک که این عرصه را ترک می کنم، راضی از عملکرد دوستانم و برای همه شان از خداوند سعادت می طلبم، و برای شما که می خواهید وارد این وادی غریب شوید، توفیقات روزافزون آرزومندم. هرگز از پرورش نسل بعد از خود غافل نشوید که اگر اینگونه نکردید و بعد از مدتی تیمتان از هم پاشید و ادامه دهنده مسیری نداشتید، تنها خود را ملامت کنید و نه چرخ گردون را. من و حسین تمام تلاشمان را کردیم تا راهی که بزرگان گذشته ،بالاخص مهندس وحید سلمانی و فرید سیفی (مد ظلهما)، پیش رویمان قرار دادند را برای دیگران و به خصوص شاگردان پژوهشسرا روشن کنیم، باشد که روزی ادامه دهنده مسیر باشند.

کلام دیگری ندارم، حلالم کنید...

 

ای دوست قبولم کن و جانم بستان     مستم کن وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو           آتش به من اندر زن و آنم بستان

 

     

پ.ن: عکس مربوط به آخرین همکاری من و حسین برای ربوکاپ 2008 ...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 2 مرداد1387 و ساعت 12:5 |

گفتیم یادواره ای هر چند کوتاه بنویسیم از دوست خوبمان دکتر (بعد از این) وحید سلمانی، خاطره 4 سال با او و در کنار تیم شبیه سازی.

وحید قدیم ترها (وقتی من دبیرستانی بودم) با برادر بزرگترم امید در شرکت حنفا و برای CDT استرالیا کار می کرد. بعدها به همراه دکتر (بعد از این) مجتبی سابقی در پروژه دبیرخانه بدون کاغذ، همکاری هایی با شرکت سیستم های هوشمند (شرکت ما) داشت. اولین بار توی شرکت دیدمش و به خاطر قولی که به مجتبی داده بودم (الان یادم نیست) مهمونشون کردم با بهتر بگم برای پروژه شرکت "نمک گیرشون" کردم! اون موقع نمی دونستم شاید روزی این پسر آروم و خجالتی یکی از بهترین دوستانم بشه.

روزی دکتر منصفی برای تدریس خصوصی موسسه NCC دنبال استاد می گشت و طی اقدامی عجیب و سریع، من و وحید رو انتخاب کرد و این شروع کار ما بود. تدریس، مقاله نویسی، تیم شبیه سازی Nexus، طرح پروژهشی و ...

حالا دیگر وحید به همراه همسر محترمه، دارد می رود آمریکا تا از UCI دکترا بگیرد و شاید روزی برگردد شاید! دلش می خواست با دوستان جشن خداحافظی بگیرد اما فرصت نکرد. دیروز با حسین چند ساعت قبل پرواز سراسیمه دیدیمش و حسین شاید فکر نمی کرد اینقدر سریع آن چهارسال را خداحافظی کند تنها در چند دقیقه. و حسین کتاب "در بهشت شداد" را به یادگار داد و ...

 

اما اگر عمری باقی بود، وقتی بود، و البته اگر پولی بود ان شاال... خدمتشان می رسیم. و ختم کلام از طرف صاحبان وبلاگ، خداحافظ و به امید دیدار، آقا و خانم سلمانی.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 6:26 |
یادش بخیر... چقدر خندیدیم سر مسابقه شریف! یکی از 4 تیم منتخب دانشگاه فردوسی برای مسابقات برنامه نویسی ACM غرب آسیا که اعضاش هیچوقت فرصت نکردن حتی یه بار با هم قبل از مسابقه تمرین کنن و البته مقام قابل قبولی هم بدست آوردن (رفتن تو رنکینگ!)... اسم تیم روش بود دیگه :)  

و برای من خاطراتی چند روزه با دو تا جوون علاقه مند ... (حاج "محمود" سمت راست و حاجی بعد از این "مهدی" سمت چپ). یادم نمیره وقتی با فوتک (لوله خودکار+ کاغذ مچاله ریز) وسط مسابقه به بادکنک بچه های امیرکبیر می زدیم و اونا هم...

 

می تونستیم خیلی بهتر باشیم. فقط اگر 2 تا اشتباه کوچیک نکرده بودیم 4 تا حل شده داشتیم. ولی بیخیال... امسال از بین 89 تیم از سایت تهران واسه غرب آسیا 4 تیم رقتن بالا. طفلک مهدی (داداشم) پارسال بعد از اون همه تلاش چهارم شدن ولی ... اشکال نداره بالاخره غیر از شریف، امیرکبیر، "فردوسی" و شهید بهشتی یه تیم هم نماینده دانشگاه تهران شد اما این بار از دانشکده علوم. دکتر قدسی تو گزارش امسالش درباره  افول بعضی دانشگاه ها نوشته بود که ... بگذریم هر چند به علت مشغله زیاد همیشگی فرصت نشد تو سفر رفت و برگشت با بچه های دانشگاه باشم ولی خیلی بچه های خوبی بودن. البته تیم شبیه سازی Nexus یه چیز دیگست شرمنده بروبچ ACMی!

 

 

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 30 دی1386 و ساعت 9:29 |

مادر دوستم حسین انصاری به رحمت ایزدی پیوستند. روحشان غریق رحمت حق که بهشت زیر پای مادران است... ۵ ساله بودم که پدرم فوت کرد. اونموقع درک درستی از ماجرا نداشتم. الان 17 سال می گذره که مادرم واسه ما ۵ برادر هم مادره و هم پدر. شاید واسه همینه که بیشتر از هر کس دیگه مادر رو بهترین و دلسوزترین موجود دنیا می دونم.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 14 دی1385 و ساعت 22:16 |

Let's write an open story!

تصمیم گرفتم یه پست متفاوت داشته باشم. تو بخش نظرات یه تکه از شروع یه داستان رو همینجوری می نویسم و می خواهم بقیه به سلیقه خودشون ادامه بدن هر کی یه پاراگراف. این به نوعی یه طرح تحقیقاتی، پژوهشی و روانشناسی هم هست. لطفا غیر داستانتون کامنت نذارین...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 29 مرداد1385 و ساعت 22:41 |

دیشب روز اول و دوم (دور مقدماتی) مسابقات امشب تمام شد. عکس من رو هم مثلا حين داوري زدن صفحه اول روزنامه قدس! با بچه ها کلي خنديديم چون عکسی از برگزار کنندگان اصلي نبود ولي از تيم داوري گروه ما بود. ظاهرا از شبکه 4 و 5 هم پخش شده... بعضي وقت ها در زمان داوري به دليل آماده نبودن تيم ها داورها خيلي بيکار مي شدن. به پيشنهاد احسان صبوري يک مسابقه برای ليگ داوران تشکيل داديم. در اين مسابقه با start زدن کورنومتر و متوقف کردن فوري اون سرعت عمل داور مشخص مي شد. اينقدر همگي تمرين کرديم که فکر کنم کورومترهامون دچار مشکل شدن... و اما رکورد هايي که شکسته شد:

احسان صبوري : 18 صدم ثانيه

حميد منصوري: 12 صدم ثانيه

امين ميلاني فرد: 8 صدم ثانيه

مهندس دلجو: 7 صدم ثانيه

احسان صبوري: 6 صدم ثانيه

مهندس حسين زاده: 5 صدم ثانيه

امين ميلاني فرد: 4 صدم ثانيه!!

امين ميلاني فرد: 2 صدم ثانيه!!!! (این رکورد دیگه هرگز شکسته نشد )

امروز برای درس شیوه ارائه مطالب علمی و فنی یا همون سمینار خودمون یابد یک ارائه در مورد web search engines بدم. از اونجایی هم که یکی دو ساله سر و کارم با موتور های جستجو هست فکر کردم بدک نیست از اسلاید هایی که قبلا ۱۰ جای دیگه استفاده کرده بودم کمک بگیرم. بقول دکتر اکبرزاده: زندگی خیلی کوتاهه اگه بخوای با یه تیر فقط یه نشون رو بزنی!

دیروز نتیجه acceptance یه مقاله دیگه هم اومد. وقتی مقاله بار اول تو سمپوزیوم IEEE رد شد، دکتر یغمایی سریع فرستادش یه جای دیگه که تا دیروز نمی دونستم اصلا کجا رفته بدون اینکه comment های داورای قبلی اعمال بشه. کاشف به عمل اومد تو یه کنفرانس بین المللی در هنگ کنگ قبول شده که هیچ، کاندیدای Best paper award هم هست!!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 22 اسفند1384 و ساعت 7:10 |

مطالب زير از سایت رسمی آموزش و پرورش خراسان:

اولين دوره مسابقات دانشجويي و دانش آموزي رباتيك كشور از 16 تا 19 اسفندماه سالجاري در مشهد برگزار مي گردد... در اين رقابتها كه به ميزباني آموزش و پرورش استان برگزار مي شود بيش از 750 نفر در قالب 271  تيم از دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، آموزشكده هاي فني و حرفه اي، مدارس تيزهوشان، مدارس عادي و پژوهشسراي دانش آموزي سراسر كشور شركت دارند...تيم ها در 3 رشته تعقيب خط، لابيرنت و ميكروماوس به رقابت خواهند پرداخت... 12 تن از اساتيد دانشگاه كه داراي تخصص علمي و تجربه شركت در مسابقات رباتيك در سطح كشور مي باشند، تيم قضاوت اين رقابتها را تشكيل مي دهند...

 

و اما واقعیت:

کميته داوري مسابقات تشکيل شده از تعدادي دانشجو و يا فارغ التحصيل که سابقه حضور در مسابقات رو داشتن. سرپرستي اين گروه رو پسر دايي عزيز بنده (دکتر اکبری – گروه مکانيک دانشگاه فردوسي) به طور تحميلي(!) قبول کردند اون هم وقتي 3 هفته قبل مسابقات به ايشون اعلام کردند و بعد هم همه مسائل کميته علمي رو هم نداختن گردن ايشون.... حالا آموزش و پرورش تو اين 3 هفته داور از کجا پيدا کنه ياد دانشجويان عزيز افتاد چون همه اساتيد ديگه اين کار رو رد کردند... از جمله اعزاي کميته داوري: بنده، حميد منصوري و احسان صبوري هر سه دانشجويان کارشناسي نرم افزار فردوسي  البته افرادي که کارشناسي ارشد معماري و هوش و از اين چيز ها از شريف دارند هم هستند ولي... بگذريم در هر کجاي دنيا اگر يک داور بخواهد حضور در داوري مسابقه رو تمرين کنه حد اقل يک هفته پيش در شرايط مسابقه و تست قرار مي گيره. امروز سه شنبه، روز اول مسابقات من و ديگر دوستان ساعت 7 صبح قبل از اومدن ملت قراره به سالن ها بريم برای تمرين داوري... درضمن هر گونه حرف در مورد اينکه ما به دليل بخور بخور مسابقات، داوري رو قبول کرديم رو تکذيب مي کنم

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 16 اسفند1384 و ساعت 6:16 |