تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead

یکی از دوستان چند روز پیش پرسید اگه خواستیم برای ادامه تحصیل بریم خارج کشور چکار باید بکنیم. برنامه زیر رو خودم دارم اجرا می کنم دیدیم بد نیست بذارمش اینجا. فرض می کنیم برای ترم پایيز 2008 درخواست می دیم، مشکل سربازی نداریم و هیچ مشکل پیشبینی نشده ای اتفاق نخواهد افتاد!

 

پایيز 2006: تحقيقات اوليه در مورد رشته تحصيلی. مشخص کنيد چه امتحاناتی باید بديد و شروع کنید به آماده شدن برای امتحانات. اگه لازم هست کلاس زبان فشرده ثبت نام کنید.

 

زمستان و بهار 2007: نهایی کردن تصميم در مورد رشته و دانشگاهی که ميخواهيد اپلای کنيد. برای امتحانات زبان و غيره کم کم آماده شید. وقتی در مورد دانشگاهها مطمئن شدید سعی کنيد با اساتید ارتباط برقرار کنيد. نتيجه رو تو یک فایل اکسل خلاصه کنيد.

 

تابستان 2007: باید برای امتحانات آماده باشيد. انتخابهاتون برای دانشگاه و رشته تحصيلی باید معلوم باشه. اگر این کار رو قبل از دادن امتحانات انجام بدین در هزینه ریپورت کردن نمره ها صرفه جویی میشه چون ETS چهار تا گزارش به صورت مجانی برای دانشگاهی که کدش رو در روز امتحان بنویسین می فرسته. در اوایل تابستان فرم های مربوطه رو از دانشگاهها بگیرید. شروع کنيد به نوشتن Statement of Purpose و رزومه. از اواسط تابستان برای امتحانات ثبت نام کنيد (حداکثر برای اکتبر)

 

پایيز 2007: اوایل پایيز از اساتيد توصيه نامه بگیرید، اواسط پایيز امتحانات رو بديد و نتایج و فرمها را پست کنيد. تا لحظه آخر برای پست کردن همه فرمها صبر نکنيد چون همیشه همه پرونده ها الزاما مرور نميشه. زود بفرستين شانس بيشتری دارین.

 

زمستان 2008: پیگیری تقاضاها. نتيجه ها معمولا حدود ماه مارس (اواخر اسفند) اعلام ميشه. تو این مدت میشه مدارک لازم برای ویزا مثل گواهی بانک و ... را آماده کرد.

 

بهار 2008: اگه خبر مثبتی اومد به محض دریافت نتيجه قبولی برای روزرو وقت ویزا اقدام کنينن و برای زندگی در شهر مقصد هم دنبال خونه بگردین.

 

تابستان 2008: بعد از اینکه ویزا گرفته شد، برای شروع ترم (اواسط مرداد) بليط رزور کنين. از اقوام و دوستان خداحافظی کنین و اگه فرصت داشتین با خانواده یه مسافرتی برین.

 

پایيز 2008: کار اینجا تمومه و اگر همه چیز به خوبی پیش بره شروع می کنین به تحصیلات عالیه!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 26 شهریور1386 و ساعت 16:31 |

این هم شرح حال بعضی دوستانه به روش "بزن تنگش" یا همون فست دولوپمنت!!

"Good artists copy. Great artists steal." ~Pablo Picasso

   Coding with
intellisense IDE :-)
        ||
        \/
        code >>>> compile >>>>>  run  >>>>>>>> success (you think) ;-)
         /\                   ||                  ||                             ||
         ||                   \/                  \/                              \/
         ||                errors             errors          customer error report
         ||                    \\                 //                             ||
         ||                      \\              //                              \/
         ||                           google  <===== try to understand what happend
         ||                              ||
         ||                              \/
         ||                      copy N paste
         ||                             ||
         \\                              \/
          \<<<<  remove comments from copied code
                   and change variable to your own standard

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 28 مهر1385 و ساعت 12:24 |

سر صبحی هیچ علتی برای نوشتن این مطالب ندارم جز اینکه چای خیلی داغه و لب رو می سوزونه. گفتم تا سرد شه بیکار نباشم disconnect هم نکنم چون account اینترنتم احتمالا تموم شده و نفسای آخرشه! بگذریم. یه متن دیدم در مورد ضریب هوشی. گفتم من هم یه نظر (شاید هم نظریه بدم، بیکارم دیگه)... IQ مخفف Intelligence Quotient یا بهره هوشی هست که در سال 1912 توسط روانشناس آلمانی ویلیام اشترن برای محاسبه بلوغ ذهنی کودکان ایجاد شد. اشترن عقیده داره که رابطه ای بین سن عقلی (MA) یا Mental Age و سن زمانی (CA) یا Chronological Age وجود داره و بهره هوشی از رابطه IQ=(MA/CA)*100 بدست می آید. اکثر مردم ضریب هوشی بین ۹۰ تا ۱۱۰ دارند، یعنی رشد عقلی کاملاً متعادل و متناسب. از هر صد نفر تنها ۲ نفر بهره هوشی بالای ۱۳۰ دارندو منحنیش رو هم اگه ببینین توزیع گوسی داره و ...

و اما تعبیر من:IQ  یه مفهومه برای نشان دادن فعالیت حیاتی مغز آدمها. البته IQ تنها در یک چیز مثلا علم نیست. توزیع شده است و در شرایط مختلف متفاوته. بعضی اوقات به شکل نبوغ علمی و بعضی اوقات هم غیر علمی و حتی عاطفی. آدم IQ بالا تفکرش رو به افراد جامعش می خورونه (مثل تاثیر بعضی فیلم ها و سریال ها)، سعی می کنه چیزای خیلی بی ربطو خیلی سریع و منطقی بهم ربط بده (مثل خیلی از مقاله نویسا)، قدرت تحلیل بالایی داره (مثلا تحلیل یک فیلم از دید نظریه فازی و آشوب و شاید هم موجک!)، اشتباهات جزیی زیاد می کنه و حواسش بیشتر به هدف نهایی هست (مثل خیلی از غیر شاگرد اول ها)، معمولا تیک عصبی داره (مثل فیلم مرد بارانی و یا حسین پی خودمون)، اخلاقش قابل پیش بینی نیست و بعضی وقتا کاملا هوشیاری و شعورش رو از دست میده، تو دنیای دیگه ای زندگی می کنه (مثل ذهن زیبای آقای جان نش)، بعضا اگه IQش در مسایل اجتماعی بالا باشه هم زندگی خانوادگی خیلی موفقی داره و هم منسب و شغل درست و حسابی، و ... همه IQ بالا دارند مگر اینکه خلافش ثابت شه و ... چای داره سرد میشه من رفتم. Q.E.D  شاید هم نه!!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 30 فروردین1385 و ساعت 6:8 |

زمانی یکی از بچه ها از من پرسيد: "CV یعنی چی؟" من هم که قبلا همین سئوال رو از یک فرد با تجربه پرسیده بودم، خیلی راحت گفتم: "CV مختصر عبارتcurriculum vitae  هست و معادل لاتین resume خودمونه"! حالا بعد چند وقت اومده پیشم میگه فلانی یکم اشتباه گفتی... این هم تجربه ای شد که همینجوری یه حرفی رو قبول نکنم. به گفته فردی که نمی دونم کی هست، تجربه سخت گیر ترین معلمهاست چون قبل از اینکه به تو یاد بده امتحان می گیره... و اما  Curriculum Vitae از نظر لغوي به معناي "تاريخچه زندگي" هست و به طور معمول شامل ويژگي‌ها، توانمندي‌ها، و فعاليت‌هاست. Resume به معناي "خلاصه تجربيات" معمولا توسط افراد غير دانشگاهي برای معرفي به یک نهاد استخدامی نوشته مي‌شه. افراد معمولا در Resume فعاليت‌ها و تجربه های حرفه‌اي خودشون رو كوتاه و در حداكثر دو صفحه مينویسن. اما CV معمولا توسط افراد دانشگاهي و با هدف ارايه كليه دستاوردها و فعاليت‌هاي علمي و تحقيقاتي تهيه مي‌شه و تا بيش از 10 صفحه متن رو هم می تونه شامل می شه...

 چند روز پیش که با یکی از دوستان رفتیم نمازخونه مهندسی، موقع وضو گرفتن طرف شروع کرد به پرسیدن این سئوالات که فلانی تو که کباده فضل و ادب می کشي علتش چیه که نماز ظهر و عصر 4 رکعتی هست و چرا باید وضو اینشکلیه بگیریم و ازین حرفا... من هم که دلیل قانع کننده ای به ذهنم نمی رسید یکی از نوشته های کوئیلو با عنوان "معنای تاج ها" رو براش گفتم: "...وقتی موسی (ع) به آسمان رفت تا بخشی از کتاب مقدس رو بنویسه، خداوند از اون خواست تا بالای بعضی از حروف تورات تاجهایی بکشه. موسی پرسید: خدایا این تاجها برای چی هست؟ و خداوند پاسخ داد: صد نسل دیگر، مردی به نام اکیوا، معنای حقیقی اون رو فاش خواهد کرد. موسی گفت: این مرد را نشانم بده. خداوند موسی (ع) را به آینده برد و او را در کلاس درس اکیوای روحانی گذاشت. شاگردی پرسید: استاد، این تاج ها برای چه بالای بعضی از حروف نوشته شده اند؟ اکیوا گفت: نمی دونم. فکر می کنم موسی هم نمی دونست. اما او از بزرگترین پیامبران بود و این کار را کرد تا نشان بده با وجود اون که نمی تونیم تمامی دستورات خداوند رو بفهمیم باید اون چه را که می خواهد انجام بدهیم. و موسی از پروردگار عذر خواست..."

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 23 اسفند1384 و ساعت 8:54 |
دیروز بالاخره کارای اداری گذرنامه تموم شد. از اونی که فکر می کردم ساده تر بود. البته اینو باید مدیون دفاتر خدمات دولت الکترونیک بود. این دفاتر یه تعداد مرکز انجام کارای اداری بودن که چند وقت قبل اسمشون خدمات پلیس + ۱۰ بود اما حالا اسمشو کردن دفتر خدمات دولت الکترونیک که در قسمت های مختلف شهر وجود داره واسه کارای صدور و تعویض گذرنامه، گواهینامه، عدم خلافی و ازین چیزا... از یکی که اومده بود اونجا شنیدم که قدیما گذرنامه گرفتن چقدر سخت بوده. صف و شلوغی و زمان زیاد و ... بگذریم واسه گذرنامه این مدارک لازمند: فرم و پوشه گذرنامه که باید از دفاتر پستی گرفت، واریز ۲۰۰۰۰ تومن به حساب ۹۵۱۱۴ و ۱۰۰ تومن به حساب ۹۶۳۸۶ هردو بانک ملی، کارت ملی و شناسنامه + کپی همه صفحات، سه قطعه عکس ۶*۴، موافقت اداره نظام وظیفه و یا کارت پایان خدمت واسه آقایون، موافقت رسمی شوهر واسه خانوما و تکمیل یه فرم که همونجا می گیرین...

یه مطلب هم در اثبات شهودی چهارفصل بودن شهر مشهد: صبح همون روز که واسه کار گذرنامه رفتم بیرون (چهارشنبه) هوا ابری بود و باد ملایم بهاری میومد. ظهر که شد گرما کلافه می کرد کاپشنمو در آوردم. عصرش بارون کم کم شروع شد و دیشب هم برف ریزه میزه اومد

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 4 اسفند1384 و ساعت 12:9 |
به اميد خدا اولين مقاله IEEE پذيرفته شد. گرفتاريهاش تازه شروع شده. يک هدف از اين وبلاگ هم همينه که آيندگان بخوانند و عبرت گيرند ره رفتگان را. تا چه کنيم و چه افتد...

اگه يه روز مقالتون تو يه کشور خارجي Accept شد واسه ادامه کارا الگوريتم زير رو دنبال کنيد... (لبته اين مطالب واسه آقايون هست. خانمها خودشون برن دنبال کارشون اگه لازم هم شد يک وبلاگ بزنن!)

1- اگه بدون رفتن هم مقاله رو چاپ ميکنن يه جوري با پول سروتهشو هم بياريد. برو به 8
2- اول بايد واسه گذرنامه اقدام کرد. يه نامه مينويسي مدير گروه محترم و شرح مطلب. بعد ميري اداره آموزش و نامه ميگيري واسه سازمان مرکزي دانشگاه. بقيه کاراش ميره دفتر همکاري هاي بين الملل و دفتر حقوقي دانشگاه.
3- سفته 5 ميليون با دو نفر ضامن شاغل دولت
4- کارها که انجام شد يه نامه ميدن ميبري معاونت کل ناجا تو تهران (آدرس : ميدان عشرت آباد (سپاه فعلي) – طبقه دوم – امور مشمولان خارج کشور)
5- يه روزه کارت تموم مي شه به شرط اينکه اول وقت حاظر باشي. بعد مجوز مي دن واسه اداره گذر نامه
6- بقيه مي مونه فرم پست و مدارک لازم گذر نامه و بازهم پول
7- بعداز گرفتن گذرنامه فرم درخواست ويزا رو پر مي کني تا دعوتت کنن. بعد هم که دعوتنامه اومد مي ري سفارتخانه و واالسلام
8- تمام
+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 28 بهمن1384 و ساعت 22:23 |