تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead
سالها تقويم شمسی گشت و گشت/ شادمان شد تا شنيد اين سرگذشت/ روز ميلاد امام هشتم است/ هشت هشت جمعه ی هشتاد و هشت

با سلام و عرض تبریک ولادت امام رضا (ع). درگیری های این روزها و هفته ها مجالی برای نگارش مطلب در وبلاگ نیمه به گِل نشسته نمی داد! ان شا الله در پست های بعدی در خصوص این دوران و زندگی دانشجویی در خارج از کشور بیشتر خواهم نوشت... شعر زیبای زیر هم به مناسبت این روز فرخنده تقدیم همه دوستداران اهل بیت (ع):

شبیه مرغک زاری کز آشیانه بیفتد
جدا زدامن مادر، به دام دانه بیفتد
ز نازکی ز ندامت، ز بیم صبح قیامت
بدان نشان که شنیدی،سری به شانه بیفتد
به کارآنکه برون ازبهشت گشته عجب نیست
که در جهنم غربت، به یاد خانه بیفتد
نشان گرفته دلم را، کمان ابروی ماهی
خدای را که مبادا، دل از نشانه بیفتد
دلم به کشتی کربت، به طوف لجه غربت
چو از کرانه ی تربت، به بیکرانه بیفتد
شوم چو ابر بهاران، ز جوش اشک چو باران
که دانه دانه برآید، که دانه دانه بیفتد
جهان دل است و تو جانی، نه بلکه جان جهانی
همه سکندر و دارا، کزین فسانه بیفتد
خیال کن که غزالم، بیا و ضامن من شو
بیا که آتش صیاد، از زبانه بیفتد
الا غریب خراسان، رضا مشو که بمیرد
اگر که مرغک زاری از آشیانه بیفتد

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 8 آبان1388 و ساعت 10:41 |

رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد: يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا... اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 19 شهریور1388 و ساعت 4:54 |

شکر خدا چند روزیست که به ایران برگشتم... بعد از این مدت نسبتا طولانی دوری از وطن، بازگشتن به فرهنگ و رفتار اجتماعی (خصوصا از نوع بی نظمی و برخوردهای بی نظیر مردم!) کمی مشکل شده. القصه که دلم برای خیلی افراد و خیلی چیزها تنگ شده بود و تا الان سعی کردم از تک تک این لحظه ها استفاده کنم. برای دیدار وطن لحظه شماری می کردم، اما این چهار-پنج روز باقی مانده هیچ تمایلی به شمارش ندارم...

چند روز دیگر ماه رمضان شروع می شود و ما تنها 4 روز از این ماه مبارک را در ایران خواهیم بود. از همه دوستان التماس دعا داریم....


امام على عليه السلام فرمود: چه بسا روزه‏دارى که از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى که از نمازش جز بيخوابى و سختى سودى نمى‏برد. (نهج البلاغه، حکمت 145)


و باز هوای ربنای شجریان و اذان موذن زاده اردبیلی دارم...

﴿رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ﴾(سورهٔ آل عمران-آیهٔ ۸ )

باراِلها، دل‌های ما را به باطل میل مده پس از آنکه به حق هدایت فرمودی، و به ما از لطف خویش اجر کامل عطا فرما که همانا تویی بخشندهٔ بی‌منّت.

﴿إِنَّهُ كَانَ فَرِيقٌ مِنْ عِبَادِي يَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنْتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ﴾(سورهٔ المؤمنون-آیهٔ ۱۰۹ )

زیرا شمایید که چون طایفه‌ای از بندگان صالح من روی به من آورده و عرض می‌کردند باراِلها ما به تو ایمان آوردیم، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهربانی فرما که تو بهترین مهربانان هستی.

﴿إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقَالُوا رَبَّنَا آتِنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا﴾(سورهٔ الكهف-آیهٔ ۱۰ )

آنگاه‌ که آن جوانان کهف (از بیم دشمن) در غار کوه پنهان شدند، از درگاه خدا خواستند: باراِلها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتی عطا فرما و بر ما وسیلهٔ رشد و هدایتی کامل مهیا ساز.

﴿وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ﴾(سورهٔ البقرة-آیهٔ ۲۵۰ )

چون آنها در میدان مبارزه جالوت و لشکریان او آمدند، از خدا خواستند که بار پروردگارا به ما صبر و استواری بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شکست کافران یاری فرما.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 29 مرداد1388 و ساعت 0:28 |

            پژمرده ام اي بهار كي مي آيی          خورشيد در انتظار كي مي آيی
            از ظلم، شب تيره شده روز بشر        ای وارث ذوالفقار كی می آيی

سلام به همه دوستان؛ میدانم مدتهاست مطبی ننوشتم؛ این را بگذارید به حساب گرفتاری های متعدد و مشغله های ذهنی و برخی دلخستگی ها... بگذریم در هر حال سعی دارم که این وبلاگ خیلی هم خاک نخورد!

اول از همه اعیاد ماه شعبان بر همگی مبارک. ان شا الله جزو یاران قطب عالم امکان، حضرت ولی عصر (عج) باشیم...

  روزی تو خواهی امد از کوچه های باران         تا از دلم بشویی غم های روزگاران

دوم آنکه این ترم هم تمام شد و ان شا الله بعد از حدود یکسال دوری از وطن، هفته دیگر سفری کوتاه به میهن عزیز خواهم داشت و علاقه مند به زیارت دوستان و بستگان... تا آن هنگام لحظه شماری خواهم کرد.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت 0:11 |

دود بــود و دود بــــــود و دود بــــود                 گــــل ميـــــــان آتــــــش نمـــرود بود
دســت گلچين هيچ پروايي نداشت                داغ گــــــل را بر دل بلــــبل گــذاشت
شــعلــه ميـپيــچيد بر گــــرد بهــــار                خون دل مي خـــورد تيـــغ ذوالفـقـــار
يك طرف گـــلــبــرگ امـا بي ســـپر                يك طــــرف ديــــوار بــــود و ميـــــخ در
ميــخ بود و سيــنــه اي لبــــريز درد                 ميــــخ بــــود غـــربت يـــك رادمـــــرد
ميـــخ ياد صــــحبــت جبـــريل بـــود                 شاهــــد هر رخصـــت جبــــــريل بود
قلــب آهـــن را محـــبــت نرم كـــرد                 ميـــــخ از چشــمان زينـب شـرم كرد
شــعــله ها از داغ غربت سرخ شد                 ميخ كم كم از خجـــالت ســـرخ شد
ميـــخ بود دسـت شــوم سـرنوشت                سيـــنـه اي مي ديد لبــــــريز بهشت
گفت با در رحــم كــن سويــش مرو                 غنچه دارد سوي پهـــــلويش مـــــرو
حمله طــوفان سوی دود شمع كرد                هر چه قوت داشت دشمن جمع كرد
روز رنــگ تيــــره شــب را گــــرفــت                مجتبی چشـــمان زينب را گـــــــرفت
پای ليــلی چشم مجنون میگريست                ميخ بر سر می زد و خون میگريست
ابـــــر با رنــگ كبودی گــريه كـــــرد                جای مــــردم يك يهودی گريه كــــــرد
جوی خون نه تا به مسجــد رود بود                دود بــــــود و دود بــــــود و دود بــــود

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 1:29 |
چند ساعتی بیشتر به تحویل سال نمانده، و من اینبار دور از خانه و خانواده به استقبال نوروز میروم. ونکوور و مراسم جماعت ایرانی، یعنی که عید نوروز را همه میشناسند! فضای دانشگاه ما هم که توضیح واضحات است و اینها همه دست به دست هم میدهند تا امثال من در این دیار احساس غربت نکنند و لطف هوا هم مزید علت...

نوروز را دوست دارم که عیدیست ملی، مذهبی و پر از رفتار حسنه. و در روایت است که امام صادق (ع) به معلى بن خنيس در روز نوروز كه خدمت ايشان رسيد فرمودند: آيا مى دانى امروز چه روزى است؟ پاسخ داد: فدايت شوم، اين روزى است كه ايرانيان آن را گرامى مى دارند و در آن به يكديگر هديه و عيدى مى دهند. حضرت فرمودند سوگند به آن خانه كهن كه در مكه است، اين روز يك ريشه كهن دارد كه من برايت توضيح مى دهم تا آن را بدانى .روز نوروز، همان روزى است كه خداوند در آن از بندگان پيمان گرفت كه او را بپرستند و به او شرك نورزند و به فرستادگان و حجتهاى او ايمان بياورند. نوروز نخستين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد. روزى است كه على (ع) در نهروان خوارج را هلاك كرد؛ گل‏هاى زمين در آن روز خلق شد؛ در چنين روزى بود كه كشتى نوح (ع) بر كوه جودى نشست؛ همان روزى است كه جبرئيل بر پيامبر (ص) نازل شد؛ همان روزى است كه ابراهيم (ع) بت‏ها را شكست؛ در همين روز حضرت محمد (ص)، على (ع) را بر دوش خود حمل كرد تا بت‏هاى قريش را سرنگون كند... هيچ نوروزى نيست مگر اين كه ما در آن روز منتظر فرج هستيم، زيرا نوروز از روزهاى ما و شيعيان ماست. چون عيد نوروز فرا رسد، بدن خود را بشوى و پاكيزه ترين جامه هايت را بپوش و با خوشبوترين عطرها خودت را معطر كن و در آن روز روزه دار باش. ايرانيان آن را حفظ كردند و شما آن را از دست نهاديد...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 30 اسفند1387 و ساعت 8:54 |

و آنگاه که ايوان كسرى به لرزه درآمد و چهارده كنگره آن فرو ريخت، آتشكده فارس خاموش شد، درياچه ساوه خشكید، بتها سرنگون شدند و ... نوری ظهور کرد ولکن کجاست معرفتی که درک کند که بود و چه شد...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 24 اسفند1387 و ساعت 22:55 |

قال رسول اللّه صلى الله عليه وآله و سلم: مَن یشتَهِ كَرامَةَ الآخِرَةِ یدَع زینَةَ الدُّنیا

هر كه كرامت آخرت را می ‏خواهد ، زینت دنیا را وا می ‏نهد


قالَ الامامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى عليه السّلام: هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاثٍ: اَلْكِبْرُ، وَالْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ؛ فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّينِ،، وَبِهِ لُعِنَ إ بْليسُ. وَالْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَبِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَالْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَمِنْهُ قَتَلَ قابيلُ هابيلَ.

هلاكت و نابودى دين و ايمان هر شخص در سه چيز است : تكبّر، حرص ، حسد.


هر سال این موقع هم خودمان شله زرد می دادیم و هم برکت شله قلم کار از در و دیوار می رسید...

 اینبار دور از خانه، خودم دست بکار شدم. تجربه خوبی بود...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 6 اسفند1387 و ساعت 18:57 |
هر چقدر سعی کردم بی خیال نوشتن این پست شوم نشد که نشد... یکی از دوستانی که مهندسی عمران می خواند این را یک جایی نوشته بود:

بیل و کلنگ و کاردک             سیمان و سنگ و آهک
آسفالت گرم و غلتک            روز شما مبارک!

این هم یک عکس با متنی بسیار ضابع برای تبریک روز مهندس!!!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 5 اسفند1387 و ساعت 19:44 |
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ، اَشْهَدُ اَ نَّک تَشْهَدُ مَقامى‏ وَتَسْمَعُ کلامى‏، وَاَ نَّک حَىٌ‏ عِنْدَ رَبِّک تُرْزَقُ، فَاسْئَلْ رَبَّک وَرَبّى‏ فى‏ قَضآءِ حَوآئِجى...

اى ابا عبداللّه گواهى دهم که براستى تو جاى مرا مى‏نگرى و سخنم را مى‏شنوى و تو زنده‏اى‏ در پیش پروردگارت و روزى مى‏خورى پس بخواه از پروردگار خودت و من، برآوردن حاجاتم را...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 28 بهمن1387 و ساعت 11:26 |

با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد                          در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد

ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد               شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد

احساس کرد از همه عالم جدا شده است          در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است

در اوج روضه ، خوب دلش را که غم گرفت            وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت

وقتش رسیده بود، به دستش قلم گرفت             مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت

باز این چه شورش است که در جان واژه هاست   شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست

بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت                  دستی ز غیب قافیه را کربلا گذاشت

یک بیت بعد، واژه ی لب تشنه را گذاشت            تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند               دارد غروب فرشچیان گریه می کند

با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید                 بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید

او را چنان فنای خدا بی ریا کشید                      حتی براش جای کفن بوریا کشید

در خون کشید قافیه ها را ، حروف را                   از بس که گریه کرد تمام لهوف را

اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت                   بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت

این بند را جدای همه روی نیزه ساخت                خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت

بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود                       او کهکشان روشن هفده ستاره بود

خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...             پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...

خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...           شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...

در خلصه ای عمیق، خودش بود و هیچکس          شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...

 

- سید حمید برقعی

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 10 دی1387 و ساعت 0:43 |

- به دلیل استقبال دوستان از شیوه نگارش پست قبلی(!) به زبان معیار برمی گردیم:

سال نو میلادی اکثر کشورها از جمله کانادا یک هفته بعد از جشن میلاد حضرت عیسی (ع) یعنی اوایل زمستان شروع می شود. سه تعطیلی اصلی اینجا، 25 دسامبر به عنوان تولد عیسی مسیح یا همان کریسمس،26 دسامبر به نام boxing day ،و روز اول ژانویه به عنوان روز اول سال (نوروز خودمان) است. نکته جالب اینکه چون مردم زیادی هم مسیحی نیستند اخیرا به جای عبارت Merry Christmas در تابلوها و گفتگوها از عبارت Happy Holidays استفاده می شود تا به غیر مسیحی ها به اصطلاح برنخورد. البته برای ما مسلمان ها که به وجود حضرت عیسی اعتقاد داریم شاید مسئله حل شده باشد. در هر حال کریسمس مبارک!

و اما روز بعد از کریسمس به Boxing Day معروف است که در کانادا، بخش هایی از آمریکا، انگلستان، استرالیا، نیوزلند، هنگ کنگ و برخی کشورهای مشترک المنافع، فروشنده‌ها اکثر اجناس خود را با تخفیف‌های ویژه به فروش می‌رسانند و بسیاری از مردم به بازارها هجوم می‌آورند تا از این قیمت‌های ویژه استفاده کنند. مردم گاهی از شب پیش در صف می‌ایستند تا نفر اول باشند که وارد فروشگاه می‌شوند. البته در کانادا همواره حراجهای فصلی خوبی وجود دارد و میتوان خریدهای خوبی داشت اما یکی از بهترین روزها برای خرید این روز است. میتوانید لباسها، کیف، کفش و هرچیزی را بعضی جاها حتی تا 10% قیمتش هم بخرید! البته این روز به قدری شلوغ است که باید با برنامه ریزی بروید خرید و لباس و کفش مناسب و راحت هم بپوشید. اینجا وقتی جنسی را حراج میکنند واقعا حراج شده و اگر همیشه از حراجها خرید شود در سال هر خانواده تا چندین هزار دلار میتواند پس انداز کند!!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 7 دی1387 و ساعت 13:13 |
ای راهب کلیسا، کمتر بزن به ناقوس      خاموش کن صدا را، نقاره میزند طوس
آیا مسیح ایران، کم داده مرده را جان       بردار جان خود را، با ما بیا به پابوس
آنجا که خادمینش، از روی زائرینش          گرد سفر بگیرند، با بال ناز طاووس

امام رضا علیه سلام: هر کس با مسلمانی فقیر روبرو شود و به او سلامی متفاوت کند با سلامی که به ثروتمند می کند، روز قیامت خداوند عزوجل را دیدار کند در حالی که خدا از او در خشم است.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 20 آبان1387 و ساعت 20:2 |

عید رمضان آمد و  ماه رمضان رفت       صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 و سيّد بن طاووس (ره) روايت كرده است از حضرت صادق‏ (ع) در شب آخر ماه رمضان وداع آن ماه شريف را: اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيامى‏ لِشَهْرِ رَمَضانَ، وَاَعُوذُ بِكَ اَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هذِهِ اللَّيْلَةِ، اِلاَّ وَقَدْ غَفَرْتَ لى‏... خدايا قرارش مده آخرين ديدار از روزه‏ام در ماه رمضان و پناه مى‏برم‏ به تو از آنكه سپيده دم امشب بر من بزند جز آنكه مرا آمرزيده باشى‏...

و برای شخص من همینقدر بس که این دعا در این ماه برایم برآورده شود: (در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم) ...سَيِّدى‏ اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قَلْبى...اى آقاى من، محبت دنيا را از دلم بيرون كن...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 10 مهر1387 و ساعت 0:6 |
و اما شب قدر را چگونه شناختی؟

شب قدر نماد ولايت بانويي است كه تقديرات الهي در ظرف وجودش استقرار يافته و پس از تعيين حدود زماني و مكاني و ديگر ويژگي‌هاي آن، جهت اجرا در اختيار ائمه(ع) قرار مي‌گيرد. ولايت آن بزرگوار منشا تعيين زمان، مكان و ديگر ويژگي‌هاي تقديرات و حوادث قابل اجرا در عالم است. چنان‌چه در تفسير فرات كوفي ذيل سوره قدر از امام‌صادق(ع) روايت شده است: «ليله (كنايه از مقام مجهول و ناپيداي) فاطمه(س) است و منظور از قدر، خداست لذا هر كس آن گونه كه شايسته است، (ولايت) فاطمه(س) را بشناسد، ليلة قدر را دريافته است.» رسول اكرم(ص) خطاب به امام علی (ع) فرمودند: «خداوند در ليله قدر ، همه چيز را تا قيامت مقدر نموده و از جمله تقديرات او، ولايت تو و ولايت فرزندانت تا روز قيامت است.»
در روايتي از امام باقر (ع) ذيل آيه لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ آمده است: «منظور از اين شب، فاطمه (س) است» كه ولايتش زمينه و بستر ولايت را براي معصومين (ع) فراهم مي‌نمايد و انجام اعمال عبادي با اعتقاد به ولايت او بهتر از هزار ماه عمل خيري است كه از اين ولايت بي‌بهره باشد. ونیز فرمودند: «به درستي‌كه حضرت زهرا(س) بر همه خلق از جن و انس و پرندگان و وحوش و فرشتگان و انبياء مفروض‌الطاعه مي‏باشد» كه از اين حديث ولايت جامع صديقه طاهره(س) نسبت به همه خلق از جمله انبياء و فرشتگان فهميده مي‏شود.
امام صادق(ع) نيز درباره شب قدر فرمودند: «شب قدر، شبي است كه آنچه در آسمان‌ها و زمين بايد واقع شود، در آن شب مقدر مي‌شود و نيز در آن شب، ولايت اميرالمؤمنين(ع)، (كه ولايت فاطمه زهرا(س) بسترساز آن است) تقدير مي‌گردد.» اشاره به اين‌كه در اين شب، تعيين مي‌شود كه چه مقدار در معرض‌حوادثي قرار مي‌گيريم‌ كه موجب بروز خشم و اندوه و ميل به گناه در ما شده و بستر عمل به ولايت اميرالمؤمنين(ع) را به منظور بهره‌مندي از اصلاح و تربيت، فراهم مي‌نمايد.
مصحف فاطمه(س) نيز كه در احاديث به آن اشاره شده است، حاصل آن چيزي بود ‌كه جبرئيل پس از وفات پيامبر بر فاطمه(س) قرائت مي‏كرد و اميرالمؤمنين (ع) آن را مي‏نوشت. اما نكته قابل توجه درباره مطالب اين مصحف آن است كه در آن چيزي از حلال و حرام نيست، بلكه علم به اموري است كه در آينده واقع مي‌شود...

و اما علی را چگونه شناختی؟

معرفت و شناخت كامل شخصيت والاي اميرالمؤمنين و جايگاه او در جهان هستي در حد بشر نيست چه رسول اكرم (ص) خطاب به مولا مي فرمايد: «يا علي لا يعرفك الاّّّ الله و انا / اي علي! تو را هيچكس نشناخت جز خدا و من.» و خداوند درابتداي خلقت به زمين و خورشيد و ماه و بر و بحر اعلام كرد كه آفرينش شما، آفرينش همه چيز، به طفيل محبت پنج نور مقدس است. ...يا ملائكتي و سكان سماواتي اعلموا اني ما خلقت سماء مبنيه و لا ارضا محديه و لا قمرا منيرا و لا شمسا مضيئه و لا فلكا يدور و لا بحرا يجري و لا فلكا يسري الا في محبه هؤلاء الخمسه... آفرينش بر محبت اينان رقم خورد و عرصه هستي به حب ولايت آنان از عدم شكل گرفت... و در زيارتنامه مولا می گویی السلامٌَُُُ عليكُُ ايها النبأ العظيم... سلام برتو اي خبر بزرگ عالم! خبر بزرگ هستي. آری علي راز بزرگ خلقت است! اما در او اختلاف كردند و اين بود كه اول مظلوم عالم هم علی نام گرفت...
مظلومی که تنها چاه محرم درد دلهایش بود و می گفت: «... سوگند به خدا، اگر بخواهم درباره خروج و دخول و همه شئون زندگی به هر یک از شما خبر می دهم. و لکن می ترسم درباره من به جهت مقایسه با رسول خدا (ص) کفر بورزید...»

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 29 شهریور1387 و ساعت 15:37 |
میگن اگه گوسفند میدونست واسه چی قراره بکشنش، گوشت تنش آب میشد و هیچوقت خودش رو اینقدر پروار نمی کرد. حالا ما آدمایی که بهمون بارها گفتن آیندمون چی میشه انگار نه انگار که چی قراره سرمون بیاد...

وَلَقَدْ عَهِدْنَا إِلَى آدَمَ مِن قَبْلُ فَنَسِيَ وَلَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْمًا «طه/115»
پيش از اين، از آدم پيمان گرفته بوديم؛ امّا او فراموش کرد؛ و عزم استوارى براى او نيافتيم!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 23 شهریور1387 و ساعت 22:28 |

ماننده هر سال، با دعای سحر همراه می شوی تا روز را به روزه بگذرانی. هنگامه افطار، صدای ربنا، اذان، و سفره افطار...

 

و از امتیازات این ماه شریف آنکه در قرآن كريم جز ماه رمضان نام هيچ ماه ديگري نيامده است - بقره آيه 185...

می دانی که روزه برای چیست؟ اميرالمؤمنين علی (ع) مى‏ فرمايد:«و الصيام ابتلاء لاخلاص الخلق‏». خداوند، روزه را براى آزمايش اخلاص مردم مقرر و فرض فرموده است...

اللهم لک صمنا و علی رزقک افطرنا و علیک توکلنا فتقبل منا انک انت السمیع العلیم

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 11 شهریور1387 و ساعت 21:2 |

فضـای ایـن دل دیوانه، گـرفته بوی گل نرگـس       دلـم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگس
سزد ز غصه بمیرم من، ز درد غربت و تنهایی       همیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی
گل نرگـس گل نرگـس، گل نرگــس گل نرگــس    گل نرگــس گل نرگــس، گل نرگــس گل نرگــس
برای نوکر بی مقدار، همیشه پرده نشین بودی    ولی به دیده عشاقت، بدون پرده یقین بودی
دوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو واگشـته      سرم به زیر و شکسته دل، دو دیده پر ز حیا گشته
گل نرگـس گل نرگـس، گل نرگــس گل نرگــس    گل نرگــس گل نرگــس، گل نرگــس گل نرگــس
ز قطره قطره اشک من، ببین که بوی تو می آید    دل شکسته و لرزانم، به سمت و سوی تو می آید 
منم چه زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیبایی   منــم فـقـیـر فـقـیـرانـم، تـو در نـهایـت دارایـی
گل نرگـس گل نرگـس، گل نرگــس گل نرگــس    گل نرگــس گل نرگــس، گل نرگــس گل نرگــس

فایل صوتی تواشیح در اینجا

                              

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 23:26 |

و شعبان ماه مبارکی است. جالب آنکه هیچ مصیبتی از معصومین(ع) در آن نیست و تنها مزیّن به ولادت آل محمد (ع) است. و البته برای ما (نویسندگان وبلاگ) یادآور سالروز پیوندمان...

پیشاپیش میلاد امام حسین (ع)، حضرت ابولفضل (ع)، امام سجاد (ع)، حضرت علی اکبر (ع)، و امام زمان (عج) بر همگان مبارک.

و اما بر آن شدم در خصوص ولادت سید شباب اهل الجنه بیشتر گردآوری کنم:

در کتاب شجره طوبی روایت شده است: هنگامی که درد زایمان، فاطمه زهرا (س) را فرا گرفت، خداوند به لعیا، سرپرست حوریان بهشت، وحی کرد که نزد دختر حبیبم، محمد (ص)، برو و مونس او باش. لعیا به دنیا فرود آمد و خدمت فاطمه (س) رسید. سلام کرد و گفت: «مرحبا بر تو ای دختر رسول خدا. حال و روزت چطور است؟» فاطمه فرمود: «خوبم.» و از اینکه نمی دانست چه چیزی بر زمین پهن کند که لعیا بر آن بنشیند، خجالت‌زده شد. در همان حین، حور دیگری از بهشت فرود آمد، فرشی مخمل از بهشت آورد و لعیا بر آن نشست. آن گاه لعیا در به‌دنیا آمدن حسین (ع)، فاطمه را کمک کرد و با آب بهشتی شستشویش داد و با حوله‌ای بهشتی خشکش کرد و میان دو چشمش را بوسید و به پیامبر عرض کرد: «این مولود بر شما مبارک باد و خدا در دو فرزندت ـ حسن و حسین ـ برکت قرار دهد.»

 

         

همچنین شيخ صدوق (ره) و ابن قولويه و ديگران از حضرت صادق (ع) روايت كرده‌اند: چون حضرت امام حسين (ع) متولد شد حق تعالي جبرئيل را امر فرمود كه نازل شود با هزار ملك براي تهنيت گفتن به حضرت رسول (ص) از جانب خداوند. چون جبرئيل نازل مي‌شد، در جزيره ای به ملكي كه او را فُطرُس مي‌گفتند و از حاملان عرش الهي بود رسید. وقتي حق تعالي او را امري فرموده بود و او كندي كرده بود حق تعالي بالش را در هم شكسته و او را در آن جزيره انداخته بود. به روايتي دیگر حق تعالي او را مخير گردانيد ميان عذاب دنيا و آخرت. او عذاب دنيا را اختيار كرد پس حق تعالي او را معلق گردانيد در آن جزيره که هيچ حيواني از آنجا عبور نمي‌كرد و پيوسته از زير او دود بدبوئي بلند مي‌شد. پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالي كرد تا روزي كه حضرت امام حسين (ع) متولد شد. چون ديد كه جبرئيل با ملائكه فرود مي‌آيند از جبرئيل پرسيد كه اراده كجا داريد؟ گفت چون حق تعالي نعمتي به محمد (ص) كرامت فرموده است، مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگويم، ملك گفت اي جبرئيل مرا نيز با خود ببر شايد كه آن حضرت براي من دعا كند تا حق تعالي از من بگذرد. پس جبرئيل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت (ص) رسيد تهنيت و تحيت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانيد. حضرت فرمود كه به او بگو كه خود را به اين مولود مبارك بمالد و به مكان خود برگردد. فطرس خويشتن را به امام حسين ماليد، بال برآورد و اين كلمات را گفت و بالا رفت عرض كرد يا رسول الله همانا زود باشد كه اين مولود را امت تو شهيد كنند و او را بر من به جهت اين نعمتي كه از او به من رسيد مكافاتي است كه هر كه او را زيارت كند او را به حضرت حسين عليه السلام برسانم، و هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم، و هر كه بر او صلوت بفرستد من صلوات او را به او مي‌رسانم. چون فطرس به آسمان بالا رفت مي‌گفت: كيست مثل من و حال آنكه من آزاد كرده ی حسين بن علي ام...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 14 مرداد1387 و ساعت 22:20 |

زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت        اهل عالم را ز کار خویش حیران کرد و رفت

از زمین کربلا تا کــــوفه و شــــــام خراب        هرکجا بنهاد پا فـتحی نـــمایان کــرد و رفت

با لســــان مرتـضی از ماجـــرای نـیـنـوا          خطبه‏ای جانسوز اندر کوفه عنوان کرد و رفت

تا بــماند دیــن احــمد با کـــلام جان‏فزا          عالـَـمی را دوســتـدار اهلِ‏ایـمان کـرد و رفت

بر فـــراز نـی چو آن قرآن نـاطق را بدید          بـا عـمل آن بـی‏قـریـن اثبات قرآن کرد و رفت

در دیــار شــام برپا کــرد از نـــو انـقلاب          سنگر اهل ستم را سست ‏بنیان کرد و رفت

خطـبه غرّا بیــــان فــرمود در کــاخ یـزید          کاخ اســتبداد را از پـایه ویــران کــرد و رفت

زینب آمد شام را شام غریبان کرد و رفت       گنجـی اندر گوشـه ویـرانه پـنهان کرد و رفت

شامْ غرق عیش و عشرت بود در وقت ورود    وقت رفتن شام را شام غریبان کرد و رفت

 

                        

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 27 تیر1387 و ساعت 18:33 |

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏          بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏ 
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏              اى نجل خليل خانه خود خانه تست

 

مولای من، آقای من، امیر مومنان سلام؛ و صلوات خدا بر رسول اکرم و خاندان پاکش،

نمی دانم مرا چه شده که در شب میلادت اینچنین دلم هوایت کرده است.بزرگ مردا که همه تاریخ در نگاه توست و افسوس که کوردلان و تیره اندیشان عظمت وجودت را درک نکردند و ولایتت را افسانه ساختند...

آقای من؛ آخر چگونه می توان وارد شهر علم شد و از درش نگذشت؟ چطور می توان شیر عرصه میدان نبرد بود و به وقت جفا، دست بسته و مظلوم و ذوالفقار در غلاف؟ چگونه باید بازگشت دوران جاهلیت را دید و تحمل کرد؟ چگونه، آخر چگونه باید چاه را بر آدمی ترجیح داد مگر که آدمی تحملش را نداشت؟

مولای من؛ به خدایی خدا سوگند که بعد قرآن کلامی کوبنده تر، استوارتر، و روشنتر از کلامت نشنیده ام. خطبه های نهج البلاغه ات همواره مبهوتم می کند که آخر این سخنان از آن کیست که چنین بلاغت گفتار دارد و علم همه عالم. در باب خلقت و کائنات چنان مجسم ساخته ای که گویی خود شاهد کارگاه آفرینش بودی و در باب ستاندن حق مظلوم چنان گفتی که هرگز نتوان مانندش عمل کرد.افسوس که کوبنده سخنانت دلهای سخت را نرم نمی کند...

می دانم که نامه ام را می خوانی و جسارتم را می پذیری.من امروز تنها یک چیز از تو می خواهم و آن هم اینکه به حق فاطمه ات، هرگز من و همراهانم را از ولایت خود و خاندانت خارج نساز، باشد که در این پرتو ما هم رستگار شویم.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 25 تیر1387 و ساعت 22:56 |

اى هنر منجلى كردگار                   اى سبب چرخش ليل و نهار

اى حرمت دست نيازيدنى              شأن و مقامات تو ناديدنى

فتح فتوح همه خلقت تويى            احسن خلق آيه عصمت تويى

اى تو به اخيار وجيهةاللَّه                بر همه ابرار وليةاللَّه

سقف زمان آينه بندانِ توست         ابر كرم فاطمه بارانِ توست

عالم و آدم همه شيدائيت              شمس و قمر پرتو زهرائيت

زهره زهرا دو جهان نام توست         كن فيكون بسته به اقدام توست

با تو مسير ازلى ممكن است          مشى تو با ذكر على ممكن است

بى تو پذيرش نشوند انبياء             بى تو به جايى نرسند اولياء

ام ابيها اگرت نام شد                    خلقت تو ضامن اسلام شد

 

                    

 

سلام بر دخت نبوت، همسر ولایت، مادر امامت...

روز مادر و هفته زن بر همه مادران حال و آینده مبارک، و بهشت زیر پا هم برای مادران سفر کرده...

مادر امروز کربلاست و شاید این بهترین هدیه برای روزش...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 3 تیر1387 و ساعت 21:17 |

و گفتی: «ای علی مرا شبانه حنوط کن، غسل ده، کفن کن، بر من نماز بخوان، و شبانه مرا دفن کن و کس را با خبر نساز»... و علی همانگونه عمل کرد و در وداعت گفت: "ای رسول خدا، سرگذشت فاطمه را خود از او بپرس، و از چگونگی رفتار امتت پس از تو، سئوال کن.»


+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 17 خرداد1387 و ساعت 16:35 |

سلام بر تو ای خیر البریه، ای برترین موجودات عالم، و ای نور عرش الهی. سلام و صلوات خداوند بر تو و خاندان پاکت که با ذکر شریف صلوات اذعان می کنم و یادآور می شوم که بر عهد و میثاقی که در عالم ذر با تو بسته ام هستم.

میلاد دو نور عصمت، حضرت ختمی مرتبت و صادق آل محمد مبارک باد.

 

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 6 فروردین1387 و ساعت 5:35 |
+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 1 فروردین1387 و ساعت 5:25 |

آه ای معلم الخیر، رفتی و بعد از تو چه ­ها که بر خاندان و امتت نرفت. آه که همانندترین رخساره به تو را هم در همین روز از دست دادیم، در کنار تو ولی در غربت بقیع. و فردا هم رضایت را در غربت مشهد ولی این غربت کجا و آن یک کجا...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 6:17 |
امروز روز بزرگداشت "خواجه نصیرالدین طوسی" و روز مهندس. بر همه جامعه مهندسین، مهندسان بعد از این، و غیر مهندسین مبارک  دنیای بدون مهندس هم دنیاییه واسه خودش! 

مهندس یعنی "کسی که هندسه می داند"؟ ریشه واژهٔ مهندس واژه فارسی "اندازه" است. این واژه در فارسی میانه به گونهٔ "هندسه" تلفظ می‌شده که پس از وام گرفته شدن این واژه از سوی عربی و صرف آن در یکی از بابهای آن زبان واژه "مهندس" به معنی "اندازه گر" از آن ساخته شده است. اما امروزه مهندس به کسی اطلاق می‌‌شود که به یکی از علوم مهندسی آشنا باشد و در میان عامه کسی که هندسه بداند را مهندس خطاب نمی‌کنند. -به نقل از ویکی پدیا-

به نظر شما مملکت ما مهندس کم داره یا زیاد؟

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 5 اسفند1386 و ساعت 6:24 |

موج سرماها می رود و موج عزاداری ها آغاز می شود. اما باز هم پیام کربلا را در لابلای رنگارنگ مجالسشان و سروصدای آهنگ مداحانشان خاموش می کنند و... اگر چه امسال حضرات پس از این همه سال بازگو می کنند که این علم ها و آهن ها که به دوش می کشید خرافات است ولیکن باز همین آش است و همین کاسه به نام حسین... و اگر دینی نداریم ولی آیا، آیا آزاده هستیم که در بند حب دنیا نباشیم؟ شاید روزی ما را هم شفاعت کنند که حب آنان را در سینه داریم ولیکن شاید...

و محتشم کاشانی (ره) چه زیبا نام خویش را در صفحه مرثیه سرایان اهل بیت جاودانه نمود. او که ابتدا شاعر دربار صفوی بود، روایت است که در خواب پیامبر و علی (ع) از او می خواهند چرا آنچنان که در سوگ فرزند و برادر خود مرثیه سرایی می کند برای فرزندشان نمی سراید و اولین ابیات را به وی الهام می کنند...

 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است         باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است، کز زمین                  بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو                              کار جهان و خلق جهان، جمله درهم است

گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب                               کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست                          این رستخیز عام، که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست                         سرهای قدسیان، همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند                         گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین

پرورده ی کنار رسول خدا، حسین

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند                          اول صلا به سلسله ی انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید                         زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش                           اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها                            افروختند و در حسن مجتبی زدند

وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود                       کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشه ی ستیزه درآن دشت، کوفیان                     بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید                        بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو                           فریاد بر در حرم کبریا زدند

روح الامین نهاده به زانو، سر حجاب

تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب

چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید               جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب                    از بس شکست ها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند                         طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد، آن غبار چون به مزار نبی رساند                         گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد                          چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش                      از انبیا به حضرت روح الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار                         تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال

او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند                            یک باره بر جریده ی رحمت قلم، زنند

ترسم کزین گناه، شفیعان روز حشر                         دارند شرم کز گنه خلق، دم زنند

دست عتاب حق، به در آید ز آستین                         چون اهل بیت، دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک                      آل علی چو شعله ی آتش، علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت                         گلگون کفن به عرصه ی محشر، قدم زنند

جمعی که زد به هم، صفشان شورکربلا                    در حشر صف زنان، صف محشر به هم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز                               آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل

شوید غبارگیسویش، از آب سلسبیل

این کشته ی فتاده به هامون، حسین توست وین صید دست و پا زده در خون، حسین توست

این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی                        دود از زمین رسانده به گردون، حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست                  زخم از ستاره بر تنش افزون، حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت                      از موج خون او شده گلگون، حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات                         کز خون او زمین شده جیحون، حسین توست

این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه                     خرگاه زین جهان زده بیرون، حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین                     شاه شهید ناشده مدفون، حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد

وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ماببین                      ما را غریب و بیکس و بی آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند                         در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان                      واندر جهان مصیبتما بر ملا ببین

نی ورا چو ابر خروشان به کربلا                                طغیان سیل فتنه و موج بلاببین

تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر                 سرهای سروران همه بر نیزه هاببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام                        یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو                             غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین

یا بضعةالرسول زابن زیاد داد

کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد                      بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد

خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک                    مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان                 دردیده ی اشک مستمعان خون ناب شد

خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز                    روی زمین به اشک جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست          دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب                          از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین                      جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد

بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای             وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای

بر طعنت این بساست که با عترت رسول                  بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای

ای زاده زیاد نکرده است هیچ گه                              نمرود این عمل که تو شداد کرده ای

کام یزید داده ای از کشتن حسین                            بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای

بهر خسی که بار درخت شقاوتست                         درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو                          با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن                    آزرده اش به خنجربیداد کرده ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند

از آتش تو دود به محشردرآورند

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 25 دی1386 و ساعت 5:32 |

و خداوند فرمود و جبرئیل گفته را به پیامبر رساند و او به علی و علی به فرزندش و فرزندانش نسل به نسل نقل کردند تا رضا آمد و اینگونه بازگو کرد که "کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی... بشرطها و شروطها و انا من شروطها (بحار الانوار، ج49، ص127)"

نیکوترین مردم از نظر ایمان، خوش خلق‌ترین و با لطفترین آنها نسبت به اهل خویش است(عیون اخبار الرضا2، 38)

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 30 آبان1386 و ساعت 18:43 |

و قرآن را در شب قدر نازل کردیم… اینک یک سال را پشت سر گذاشتیم و در انتظار تقدیرات سالی دیگر. چه بسیار از این شب ها از ابتدای خلقت که ظرف تقدیرات عالم وجود، برایمان عرضه داشت و ما هر سال تنها به خواندن قرآن و ذکر و دعا و نماز بسنده اش می کنیم و باز رفتار همان رفتار است و کردار همان کردار. آه ای فاطمه، کاش تاریک دلان، تو را و تقدیراتت را درک می کردند ولی افسوس…

 

 

دوباره سالروز شهادت حضرت ولایتش فرا می رسد و باز سیاهپوشان علی بی بهره از اصل ولایت در غم و اندوه…

خدایا دستهایی که برایت بر می آیند به حق گردانندگان عالم اسباب بی بهره مگذار که تو را با "ارحم الراحمین"ت شناخته ام…

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 9 مهر1386 و ساعت 15:1 |

يا علي يا عظيم يا غفور يا رحيم أنت الرب العظيم الذي ليس كمثله شيء و هو السميع البصير و هذا شهر عظمته و كرمته و شرفته و فضلته على الشهور و هو الشهر الذي فرضت صيامه علي و هو شهر رمضان الذي أنزلت فيه القرآن هدىً للناس و بينات من الهدى و الفرقان و جعلت فيه ليلة القدر و جعلتها خيراً من ألف شهر فيا ذا المن و لا يمن عليك من علي بفكاك رقبتي من النار فيمن تمن عليه و ادخلني الجنة برحمتك يا أرحم الراحمين

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 21 شهریور1386 و ساعت 11:10 |

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 6 شهریور1386 و ساعت 21:37 |

نو شدن دمادم، فلسفه بقاي عالم امکان است و رمز پايداري و پيوستگي عالم خلق

 

نوروز تنها جشني است كه از دوران باستان با عظمت تمام و همراه با انبوهي افسانه و آيين تا به امروز ادامه يافته است. عظمت نوروز را از نقشهاي تخت جمشيد گرفته تا آثار ادبي و هنري گوناگون عربي و فارسي در همه جا ميتوان يافت. امام صادق (ع) در تفسیر عيد نوروز بيان داشته اند: در عيد نوروز حق تعالي در روز الست از ارواح بندگان پيمان گرفته است كه او را به يگانگي بپرستند و براي او شريكي قرار ندهند. اين روز اولين روز طلوع آفتاب، اولين روز وزيدن بادها و رويش گياهان ميباشد...

 

عید همگی مبارک. سال جدید و یه عالمه حرف تازه...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 23:24 |

                          خدا بر سر ملک ایران نوشت      خراسان زمینی است، رشک بهشت
                           سناباد شد شهر لطف و صفا        به لطف علی ابن موسی الرضا

                              جهانی هوادار این نام شد            طواف کبوتر بر این بام شد

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 29 اسفند1385 و ساعت 21:17 |

حماسه کربلا بزرگترين واقعه تاريخ هست که پس از 1400 سال هنوز هم تو دل مردم زنده مونده و به يادش اشکها ريخته مي شود و ناله و فرياد به پاست... |این لینک هم از ویکی پدیا|

مشهد دوباره مثل هر سال شلوغ مي شه. بيش از جنب و جوش تحويل سال و هر مناسبت ملي و يا مذهبي دیگه... پارچه هاي سياه، خيمه های افراشته، نوحه، شربت، چاي، شله، پلو قيمه، نوشته های روی ماشین ها، ...

ولی عزاداري هم عزاداري هاي قديم. اشعار محتشم و اون سینه زنی های قدیم کجا، نوارهاي مداحي امروز با موسیقی پاپ کجا! چه بدعت ها که تو عزاداري وارد نکردن. چند تا مداح میتونین پیدا کنین كه واقعا به عشق امام حسين مداحي كنه و چشمش به دست مردم و پاكت و اين حرفا نباشه و تازه وسط مداحي هم از خودش فتوا نده...

باز جاي شکرش باقیه پيغام عاشورا رو اگه نفهميديم، نام حسین رو هنوز از ياد نبرديم...

 

حماسه حسينی (نوشته استاد مطهری) کتاب خوبیه واسه خوندن. جلد اول جلد دوم جلد سوم

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 8 بهمن1385 و ساعت 0:31 |
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر رهروان سعادت مبارک باد.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت 18:12 |
میلاد پیامبر رحمت و مهربانی عیسی مسیح (ص) روح الله بر همه مسیحیان و مسلمانان مبارک...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 4 دی1385 و ساعت 7:44 |

                     هوشیار شدیم از اینکه هستیم           رفتیم و در میکده بستیم

                     با خود به سخن چنین نشستیم          ما باده نخورده ایم و مستیم

                     مسجد سر راه از آن گذشتیم              بر روی درش چنین نوشتیم

                     در میکده هم خدای بینی                   با مرد خدا اگر نشینی

... جملات بعضی بزرگان خیلی روی من تاثیر میذاره طوری که همیشه برام تازگی داره مثلا جمله ای از شیخ ابوالحسن خرقانی، از عرفای قرن چهار و پنج هجری و در وصفش اینکه خواجه عبدالله انصاری یکی از شاگردانش بوده. مقبره ی شیخ در خرقان اطراف شاهرود هست. این جمله سر در خانقاه شیخ نوشته شده "هرکه در این سرای شد، نانش دهید، و از ایمانش مپرسید. چه، آن کس که به درگاه باری تعالی به جانی ارزد، البته بر خوان ابوالحسن به نانی ارزد." یه برداشت عالی از عرفان اسلامی و فطرت انسانی که بعید می دونم کسی باهاش مخالف باشه...

... در حال حاظر دارم یه قسمت از كتاب Omnipotence and God's Ability to Sin اثر NELSON PIKEرو می خونم. پايك استاد فلسفه دانشگاه كاليفرنياست. این قسمت کتاب در مورد "قدرت مطلق و گناه" هستش. بحث اینه که آيا موجودى كه قادر مطلق هست توانایی كارى كه اخلاقا سزاوار نكوهش هست داره یا نه؟ اگه جواب مثبت باشه ديگه جايى براى صفت‏ خير محض بودن باقى نمى‏مونه و اگه منفى هم باشه اونوقت خدا قادر مطلق نيست... یه متن هم با عنوان Omnipotence با یک دید فلسفی و منطق ریاضیاتی از Stanford Encyclopedia of Philosophy پیدا کردم. جالبه!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 3 آبان1385 و ساعت 15:56 |

عید فطر مبارک. آقایان بالاخره ماه رو روئیت کردن، هیئت دولت هم یه حال اساسی به این ملت دادن از سه شنبه تا شنبه رو تعطیل اعلام کردن(!) از یه جهت خوب شد از جهاتی هم بد. بگذریم... در کل خوب شد J در این ماه عزیز و شبهای مبارک شرح حال سالکان و متوسلین این بود که "چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی، آن شب قدر که این تازه براتم دادند" و شرح حال ما کوته نظران "اگر هر شب شب قدر بودی، شب قدر بی قدر بودی"... و زمین مال ماست اگر صالح باشیم.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 2 آبان1385 و ساعت 9:1 |
بلغ العلی بکماله، کشف الدجی بجماله                  حسنت جميع خصاله، صلوا عليه و آله

محمد کافرینش هست خاکش، هزاران آفرین بر جان پاکش، چراغ افروز چشم اهل بینش، طراز کار گاه آفرینش. هفدهم ربيع الاول فرخنده ميلاد پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) و امام جعفر صادق(ع) تهنيت باد...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 26 فروردین1385 و ساعت 8:39 |