تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead

و خوشحال کردن دل مردم ایران کار ساده ای نیست خصوصا در شرایط اقتصادی و اجتماعی که مردم را گرفتار می کند. برخی مثل من چندان هم اهل مسابقات ورزشی نیستند، ولی وقتی پای افتخارات ملی مطرح است و درخشش هایی که دل هموطنان را شاد می کند آنوقت است که به صفحه تلوزیون چشم بدوزی و برای اتمام یک بازی برده ثانیه شماری کنی...

باور کنید این مقام ها اصلا کوچک نیستند: بسکتبال در جمع 10 تیم برتر دنیا، والیبال در میان 6 تیم اول جهان و برای تیم فوتسال پر افتخارمان، تنها 50 ثانیه لازم بود تا بعد از سالها در جمع 4 تیم اول دنیا باشد... اما چه کنیم وقتی که خدا نمی خواهد...

دلم می خواست بعد مسابقه با ایتالیا کنار بچه های تیم بودم، کنار مربی و کادر فنی نسل طلایی فوتسال ایران، تیم قهرمان آسیا، و البته کنار بازیکنان طلایی محروم از بازی روی نیم کت، تا که می گفتم دوستتان داریم، خسته نباشید، و برای ما همیشه قهرمانید...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 23 مهر1387 و ساعت 19:16 |

عید رمضان آمد و  ماه رمضان رفت       صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 و سيّد بن طاووس (ره) روايت كرده است از حضرت صادق‏ (ع) در شب آخر ماه رمضان وداع آن ماه شريف را: اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ صِيامى‏ لِشَهْرِ رَمَضانَ، وَاَعُوذُ بِكَ اَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هذِهِ اللَّيْلَةِ، اِلاَّ وَقَدْ غَفَرْتَ لى‏... خدايا قرارش مده آخرين ديدار از روزه‏ام در ماه رمضان و پناه مى‏برم‏ به تو از آنكه سپيده دم امشب بر من بزند جز آنكه مرا آمرزيده باشى‏...

و برای شخص من همینقدر بس که این دعا در این ماه برایم برآورده شود: (در دعای ابوحمزه ثمالی می خوانیم) ...سَيِّدى‏ اَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قَلْبى...اى آقاى من، محبت دنيا را از دلم بيرون كن...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 10 مهر1387 و ساعت 0:6 |

 برداشت اول: موش ها و آدم ها...

و تهران کلان شهریست که کنترل موشهایش هم کار سختی شده. ]البته به نقل دوستی، به مدد همین موشهاست که فاضلاب تهران بند نمی آید![ دیروز مطابق معمول درگیر کارهای اداری در آن به اصطلاح شهر مدرن بودم. باز هم دیدن پرده های تکراری "خطر! منطقه برای موش ها طعمه گذاری شده است. لطفا به غذاهای مسموم دست نزنید." یکی پرسید: "تکلیف آن بدبخت بیچاره ای که سواد ندارد این را بخواند و هر چه گیرش میاید میخورد چه؟" و آن یکی در کمال خونسردی جواب داد: "همین بهتر که بمیرند. شرشان کم. شهر به آنها نیاز ندارد". و من با خودم گفتم عجبا که چقدر راحت همچون خودی را حکم مرگ می دهیم...

 برداشت دوم: آدم ها و آلام...

دو روز پیش مشهد بودم برای کاری در چهار راه لشکر. بر دیوار ایستگاه کماکان در دست ساخت قطار شهری، یک آگهی نظرم را جلب کرد: "یک کلیه با گروه خونی O+ برای فروش ، عباسی ، 0935..." روز بعدش تهران آمدم. بر ستونی در اطراف میدان راه آهن آگهی مشابهی دیدم: "به علت مشکلات و بدهی خیلی فوری، یک عدد کلیه به فروش می رسد. ۰۹۳۶... گروه خونی O+، خیلی فوری".

با گوشی موبایل از هر دو آگهی عکس گرفتم اما دلم نیامد بگذارمشان اینجا. راستی گروه خونی من هم O+ است...

 برداشت سوم: آدم ها و آمال...

تهران که هستم بیشتر از همیشه سراغ کتابفروشی و دکه روزنامه میروم. اینبار در لابلای مجلات رنگارنگ عکس دکتر شکوه نظرم را جلب کرد. دکتر محسن شکوه، بنیانگذار موسسه زبان شکوه در ایران، که شاید خودش هم فکر نمی کرد روزی نامش اینطور در گوشه ای از خاطرات هموطنانش ثبت شود. برای من که یک شکوهی بودم و خیلی های دیگه جمله جالبی بود: "ماندگار بودن بهتر از مشهور بودن است"

 

http://www.shokouh.com/  ...As the pioneer of a unique approach, Dr Shokouh started Shokouh's English Language institute in 1950 with a total of four students...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 8 مهر1387 و ساعت 14:59 |

این هفته عازم سفارتم برای درخواست مجدد ویزا. تا چه خواهد و چه افتد...

و این ماه عزیز را به قرآن تکیه کردیم و ادعیه. القصه که هر دعا جانی دارد و ذکر هر یک حالی مخصوص. دعای سحر، ابوحمزه، افطار، جوشن، اعمال شب و روز و ... اما دعای افتتاح که مخصوص شبهای ماه رمضان است اینبار برایم جالب تر بود وقتی که خواندم: ...فَاِنْ اَبْطَاَ عَنّى‏ عَتَبْتُ بِجَهْلى‏ عَلَيْكَ، وَلَعَلَّ الَّذى‏ اَبْطَاَعَنّى‏ هُوَ خَيْرٌ لى‏ لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الْأُمُورِ... و اگر حاجتم دير برآيد، بواسطه نادانيم بر تو اعتراض كنم، در صورتى كه شايد دير كردن آن براى من بهتر باشد زيرا تو داناى به سرانجام كارها هستى. و از اينرو من نديدم مولاى بزرگوارى را كه بر بنده پست خود شكيباتر از تو باشد بر من، اى پروردگارم. تو مرا مى‏خوانى ولى من از تو رومى‏گردانم، و تو به من دوستى مى‏كنى ولى من با تودشمنى مى‏كنم، و تو به من محبت كنى و من نپذيرم، گويا من منتى بر تو دارم و باز اين احوال بازندارد تو را از مهر به من و و احسان بر من و بزرگواريت نسبت به من، از روى بخشندگى و بزرگواريت.‏ پس بر بنده نادانت رحم كن و از زيادى احسانت بر او ببخش كه براستى تو بخشنده و بزرگوارى‏...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 5 مهر1387 و ساعت 7:14 |