تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead

فضـای ایـن دل دیوانه، گـرفته بوی گل نرگـس       دلـم نشسته چو پروانه، در آرزوی گل نرگس
سزد ز غصه بمیرم من، ز درد غربت و تنهایی       همیشه ذکر فرج دارم، ولی چرا تو نمی آیی
گل نرگـس گل نرگـس، گل نرگــس گل نرگــس    گل نرگــس گل نرگــس، گل نرگــس گل نرگــس
برای نوکر بی مقدار، همیشه پرده نشین بودی    ولی به دیده عشاقت، بدون پرده یقین بودی
دوباره پای گنهکارم، به بزم عشق تو واگشـته      سرم به زیر و شکسته دل، دو دیده پر ز حیا گشته
گل نرگـس گل نرگـس، گل نرگــس گل نرگــس    گل نرگــس گل نرگــس، گل نرگــس گل نرگــس
ز قطره قطره اشک من، ببین که بوی تو می آید    دل شکسته و لرزانم، به سمت و سوی تو می آید 
منم چه زشت و سیه چهره، تو در نهایت زیبایی   منــم فـقـیـر فـقـیـرانـم، تـو در نـهایـت دارایـی
گل نرگـس گل نرگـس، گل نرگــس گل نرگــس    گل نرگــس گل نرگــس، گل نرگــس گل نرگــس

فایل صوتی تواشیح در اینجا

                              

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 26 مرداد1387 و ساعت 23:26 |

این روزها چقدر زود می گذرد. هنوز به خودت نیامدی شب شده و باید برای فردایی دیگر آماده باشی. کارهای اداری، کاغذ و کاغذ بازی، و کماکان وقت مردم است که ارزش چندانی ندارد...

می گویند ارزش چهارسال را از فارغ التحصیلان دانشگاه بپرس، ارزش یک سال را از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال رد شده، ارزش نه ماه را ازمادری بپرس که نوزادش را سالم به دنیا آورده و ارزش یک ماه را ازمادری که نوزادی نارس به دنیا آورده، ارزش یک هفته را از سردبیر هفته نامه بپرس، ارزش یک ساعت را از کسی که منتظر مانده، ارزش یک دقیقه را از کسی که از قطار، اتوبوس، یا هواپیما جا مانده، ارزش یک ثانیه را از بازمانده یک تصادف، و ارزش یک صدم ثانیه را از نفر دوم المپیک بپرس...

 

                      

 

بعضی وقت ها دلت می خواهد از خستگی بنشینی و یک دل سیر استراحت کنی، هوای آزاد، چای، هندوانه، گفتگو با دوستان، و کلا فراموش کنی که دو هفته ای بیشتر به جلای وطنت نمانده...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 17 مرداد1387 و ساعت 0:30 |

و شعبان ماه مبارکی است. جالب آنکه هیچ مصیبتی از معصومین(ع) در آن نیست و تنها مزیّن به ولادت آل محمد (ع) است. و البته برای ما (نویسندگان وبلاگ) یادآور سالروز پیوندمان...

پیشاپیش میلاد امام حسین (ع)، حضرت ابولفضل (ع)، امام سجاد (ع)، حضرت علی اکبر (ع)، و امام زمان (عج) بر همگان مبارک.

و اما بر آن شدم در خصوص ولادت سید شباب اهل الجنه بیشتر گردآوری کنم:

در کتاب شجره طوبی روایت شده است: هنگامی که درد زایمان، فاطمه زهرا (س) را فرا گرفت، خداوند به لعیا، سرپرست حوریان بهشت، وحی کرد که نزد دختر حبیبم، محمد (ص)، برو و مونس او باش. لعیا به دنیا فرود آمد و خدمت فاطمه (س) رسید. سلام کرد و گفت: «مرحبا بر تو ای دختر رسول خدا. حال و روزت چطور است؟» فاطمه فرمود: «خوبم.» و از اینکه نمی دانست چه چیزی بر زمین پهن کند که لعیا بر آن بنشیند، خجالت‌زده شد. در همان حین، حور دیگری از بهشت فرود آمد، فرشی مخمل از بهشت آورد و لعیا بر آن نشست. آن گاه لعیا در به‌دنیا آمدن حسین (ع)، فاطمه را کمک کرد و با آب بهشتی شستشویش داد و با حوله‌ای بهشتی خشکش کرد و میان دو چشمش را بوسید و به پیامبر عرض کرد: «این مولود بر شما مبارک باد و خدا در دو فرزندت ـ حسن و حسین ـ برکت قرار دهد.»

 

         

همچنین شيخ صدوق (ره) و ابن قولويه و ديگران از حضرت صادق (ع) روايت كرده‌اند: چون حضرت امام حسين (ع) متولد شد حق تعالي جبرئيل را امر فرمود كه نازل شود با هزار ملك براي تهنيت گفتن به حضرت رسول (ص) از جانب خداوند. چون جبرئيل نازل مي‌شد، در جزيره ای به ملكي كه او را فُطرُس مي‌گفتند و از حاملان عرش الهي بود رسید. وقتي حق تعالي او را امري فرموده بود و او كندي كرده بود حق تعالي بالش را در هم شكسته و او را در آن جزيره انداخته بود. به روايتي دیگر حق تعالي او را مخير گردانيد ميان عذاب دنيا و آخرت. او عذاب دنيا را اختيار كرد پس حق تعالي او را معلق گردانيد در آن جزيره که هيچ حيواني از آنجا عبور نمي‌كرد و پيوسته از زير او دود بدبوئي بلند مي‌شد. پس فطرس هفتصد سال در آنجا عبادت حق تعالي كرد تا روزي كه حضرت امام حسين (ع) متولد شد. چون ديد كه جبرئيل با ملائكه فرود مي‌آيند از جبرئيل پرسيد كه اراده كجا داريد؟ گفت چون حق تعالي نعمتي به محمد (ص) كرامت فرموده است، مرا فرستاده است كه او را مبارك باد بگويم، ملك گفت اي جبرئيل مرا نيز با خود ببر شايد كه آن حضرت براي من دعا كند تا حق تعالي از من بگذرد. پس جبرئيل او را با خود برداشت و چون به خدمت حضرت رسالت (ص) رسيد تهنيت و تحيت گفت و شرح حال فطرس را به عرض رسانيد. حضرت فرمود كه به او بگو كه خود را به اين مولود مبارك بمالد و به مكان خود برگردد. فطرس خويشتن را به امام حسين ماليد، بال برآورد و اين كلمات را گفت و بالا رفت عرض كرد يا رسول الله همانا زود باشد كه اين مولود را امت تو شهيد كنند و او را بر من به جهت اين نعمتي كه از او به من رسيد مكافاتي است كه هر كه او را زيارت كند او را به حضرت حسين عليه السلام برسانم، و هر كه بر او سلام كند من سلام او را برسانم، و هر كه بر او صلوت بفرستد من صلوات او را به او مي‌رسانم. چون فطرس به آسمان بالا رفت مي‌گفت: كيست مثل من و حال آنكه من آزاد كرده ی حسين بن علي ام...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 14 مرداد1387 و ساعت 22:20 |
مدت ها بود می خواستم در جواب نوشته های انتقادی سیاسی و بعضا تحلیل های ناشیانه دوستان و آشنایان وبلاگ نویس(!)، چیزی بنویسم. به حق، سخت ترین پستی است که تا بحال نوشته ام و بهتر است بگویم تکه تکه گردآوری کرده ام، این پست است. شاید که مفید فایده باشد و البته می دانم که هرکسی هم این سخنان را نمی پذیرد...

در آيات قرآن و روايات معصومين(ع) و همچنين مضامين ادعيه آمده است‌ كه بيماري‌ها، گرفتاري‌ها و مشكلات موجود در زندگي، نتيجه استعمال عيوبي چون كبر، بخل، حسد و.... است که خداوند عمدا در وجود همه غیر از معصومین قرار داده است. براي نجات از دام اين گرفتاري‌ها، راهي جز استغفار و انجام وظائفي كه به تدريج به دفع عيوب منتهي مي‌گردد وجود ندارد. به همين دليل از سوي اهل‌بيت(ع) به پيوستگي عيب و اثر و درك و فهم ريشه مشكلات و گرفتاري‌ها توجه فراوان شده و از آن به «تأويل» ياد شده است‌.

در قرآن كريم به پيوستگي عيب و اثر صريحاً اشاره شده و آمده است: وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ «هر مصيبتي به شما رسد چيزي است كه خود بدست آورده‌ايد و خدا از بسياري از آنها مي‌گذرد» امام صادق(ع) ذيل آيه فوق فرمودند: «هيچ رگي نمي‌زند و هيچ مصيبت و رنجي به كسي نمي‌رسد و سر درد و بيماري پيش نمي‌آيد مگر به خاطر گناه و آنچه خداوند مي‌بخشد بيش از آن چيزي است كه عقوبت مي‌كند» همچنين رسول‌اكرم‌(ص) ذيل آيه: ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ... فرمودند: «هرگاه در امتم ده خصلت شيوع پيدا كند، خداوند آنها را به ده عقوبت (عقوبتهايي متناسب با عيوب آنها) مبتلا مي‌كند ... از جمله: هرگاه زنا شيوع پيدا كند، مرگ ناگهاني زياد شود. هرگاه ربا شيوع پيدا كند، زلزله زياد شود و هرگاه به خلاف آنچه خدا حكم نموده حكم نمايند، خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط مي‌گرداند و هرگاه نقض‌عهد كنند، خداوند آنها را به قتل مبتلا مي‌كند و ...»
در حديث قدسي مي‌خوانيم: يَا ابْنَ آدَم! اِذَا وَجَدْتَ قسَاوَة في قَلْبِكَ وَ سُقْماً في جِسْمِكَ وَ نَقيصَةً في مَالِكَ وَ حَريمَةً في رِزْقِكَ فَاعْلَمْ اِنَّكَ قَدْ تَكَلَّمْتَ فيمَا لايعْنيكَ. «اي فرزند آدم! هرگاه در قلبت قساوت و در جسمت بيماري و در روزي‌ات نقص و محروميت مشاهده كردي، بدان‌كه درباره آنچه مربوط به تو نيست اظهار نظر نموده‌اي.»

حوادث، مجاري مشيت الهي‌اند. زلزله، سيل، رعد و برق و ... كه بلاي طبيعي محسوب مي‌شوند، حوادثي است كه گرچه موجب ضرر و زيان مي‌گردند، اما مطابق با حكمت و نظم بوده و خواست حكيمانه الهي را برآورده مي‌نمايند. چون خداوند، تغييرحالي به عنوان رضا و غضب ندارد، لذا با گراني قيمت‌ها و كوتاه نمودن عمرها و كسادي بازارها و كم‌نمودن ميوه‌ها و خشك شدن نهرها و... غضب خود را بروز مي‌دهد و با اظهار عكس آنچه ذكر شد، رضاي خود را به خلق اعلام مي‌كند. چنانكه رسول خدا (ص) فرمودند: «هرگاه خداوند بر امتي غضب كند اما نخواهد (صريحاً) بر آنها عذاب نازل نمايد، نرخها را گران و عمرها را كوتاه مي‌نمايد، تجارتشان بي‌سود و درختانشان بي‌بركت و كم ‌ثمر و نهرهايشان خشك و بارانشان قطع شده و اشرار بر آنها مسلط مي‌شوند.» و در حديث ديگر فرمودند: «نشانه رضاي خداوند از بندگان، ارزاني نرخها، عدالت حاكمانشان و نشانه غضب خداوند، ستم فرمانروايان و گراني نرخهايشان است.»

امراض و بيماري‌ها نیز همچون ديگر مصائب و بلايا كه از وجود عيب و ارتكاب گناه خبر مي‌دهد، از سويي كفاره گناهان و سبب پاكي از آثار ذنوب است و از سويي ديگر فرد را از ارتكاب مجدد معصيت و تداوم گناه، بازداشته و موجبات ورود و يا بازگشت آنها را در مسير اصلاح و تربيت فراهم مي‌نمايد. چنانچه اميرالمؤمنين(ع) هنگام عيادت از سلمان فارسي فرمودند: بيماري‌هاي شيعيان ما به خاطر گناهان است و به اين وسيله پاك مي‌شوند. امام رضا(ع) فرمودند: «بيماري براي مؤمن سبب پاكي و رحمت و براي كافر موجب عذاب و لعنت است.» و در حديث نبوي مي‌خوانيم: «مرگ‌هاي ناگهاني براي مؤمنان، رحمت و براي كافران، عذاب است.» و فرمودند: بيماري كودكان، كفاره گناهان والدين است. يكي ديگر از علل مصائب و ابتلائات، ترفيع درجات است.چنانچه فرمودند: گاهي بنده‌اي مقامي نزد خداوند دارد كه «جز با تباهي مال يا مبتلا شدن به بلايي در جسمش به آن نرسد» امام صادق (ع) فرمودند: «براي برخي از بندگان در بهشت مرتبه‌اي است كه جز با ابتلا در بدن به آن نخواهد رسيد.»

در احاديث آمده است علت سقوط امت‌ها در طول اعصار و قرون، ترك عمل به دستورات ديني و روگرداني از ولايت محمد و آل محمد(ع) بوده است. داستان هلاکت قوم لوط، قحطي در بني اسرائيل، عدم اجابت دعاي فرد بدزبان، تأويل صاعقه در بني اسرائيل و ... همه و همه رابطه عيب و اثر را بیان می کنند. بنابراين طبق روايات شيعه، بلايا و مشكلاتي از قبيل قحطي، گراني و امراض جسماني، حوادثي ‌است كه از خشم و غضب الهي خبر مي‌دهد و ما را به عقوبت گناهان و معاصي مبتلا مي‌نمايد تا ضمن اقرار به وجود عيب و توبه از انجام معاصي، به ولايت آل محمد تن داده و به تدريج اصلاح و تربيت شده و از ثمرات ربوبيت ذات اقدس الهي بهره‌مند گرديم.

منبع: بخش هایی از سایت باشگاه فرهنگی ورزشی علم و ادب

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 0:1 |

یک هفته پیش:

سفر خانوادگی – شمال – آبشار کبودوال – خزرآباد – دریا - شنا – تله کابین نمک آبرود – جاده ساحلی – رشت

 

یکشنبه 6 مرداد:

پژوهشرا – اعلام نتایج کنکور سراسری – رتبه های خوب برای بچه های خوب – سینا مولوی پور 255 – آرمین ایلدرمی 2100 – پرهام میرزائیان 1500 – جواد حبیبی 2100 – دانیال خشابی 72 – شیرینی – مشاوره انتخاب رشته – حرکت به سمت تهران برای پیگیری ویزا

 

دوشنبه 7 مرداد:

تهران سفارت کانادا - ساعت 12:30- آفتاب داغ- اجتماع مردم جلوی سفارت – مامور بد اخلاق دم در – ساعت 2 - خواندن اسم ها با بلندگو - پچ پچ جمعیت – دانشجو های نگران – تذکرهای مکرر مامور بد اخلاق برای نظم جمعیت و تهدید - زیر آفتاب داغ - نفسها حبس - رفتارها زیر نظر - عده ای بهت زده و گریان و عده ای هم خوشحال از نتیجه – انتظار طولانی و چشمان مضطرب – پشت دربهای آهنین و بسته - مادر و پدرانی که از دیدن فرزندشان محروم می شوند - برگه کلیشه ای تایپ شده رد ویزا - رفتار تحقیر آمیز و غیر منطقی - روز قبل اکثر درخواست های دانشجویی رد شده بود - اضطراب دانشجو ها - نام من اول از همه خوانده شد - برگه معاینات پزشکی -  خیالم راحت شد – شکر خدا – انجام آزمایشات – منتظر ویزا - به سمت کرج

 

سه شنبه 8 مرداد:

پارک جنگلی چیتگر – شب حرکت به سمت قم – زیارت کریمه اهل بیت (س) – عید مبعث مبارک...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 10 مرداد1387 و ساعت 21:39 |

ربوکاپ 2008 چین هم تمام شد و تیم ما در همان ابتدا حذف! ما که قسمت نشد برویم، دوستانی هم که از گروه مکانیک "با هزینه شخصی" رفتند تا کد ما را هم اجرا کنند دو هفته ایست ازشان هیچ خبری نیست! تیم ما را که همراهی نکردند، امیدوارم لااقل در سلامت باشند... در اینگونه موارد گفته میشود چه گویم که نا گفتنش بهتر است... نتایج روی سایت نشان میدهد تیم هایی که نماینده داشتند مقام آوردند و شاید نکسوس اگر فقط کمی از سوی دانشگاه عزیز حمایت میشد در بین 5 تیم اول جهان بود که از نظر ما هست ولی... البته دیگر رفتار دانشگاه برایمان عادت شده آخر سال پیش هم آمریکا قسمت نشد!

                                

خداحافظی من از عالم ربوکاپ هم اینگونه رقم خورد، و اینک کیبورد فرسایی می کنیم برای آیندگان که ما نیز رفتنی شدیم...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

بسم رب المنصورین

«وصیت نامه ربوکاپی»

 

من بدینوسیله و در همین جا خداحافظی رسمی خود را از تمام عرصه های مسابقات ربوکاپ اعلام می دارم، و از حضور همه دوستان مرخص می شوم.

اکنون که این متن را می نویسم، از مشهد به سمت شرق تا مرزهای چین، از شمال تا آبهای قطب شمال، از جنوب تا یخ های جنوبگان، و از غرب تا پایتخت مملکت، و به شعاع هزار کیلومتر در هر راستا، هیچ تیم شبیه سازی روبات های فوتبالیست دوبعدی و سه بعدی پر افتخارتر از نکسوس (بلکه اصلا هیچ تیمی) وجود ندارد.

عمری در کسب علوم و فضایل عالیه در کنار دوستانی سپری کردیم که همگی اکنون درجات و کمالاتشان زبانزد است و لیکن از یکدیگر دور افتاده ایم و هر یک در گوشه ای از این دنیا.

هرگز کسب مقام برایم (و ایضا دوست قدیم و یار همیشگی حسین انصاری) آنقدر مهم نبود که هدف کارمان شود و اگر هم چیزکی بدست آمد حاصل تلاش جمع بود و تزاید و هم تعاملی.

و من به همه آنان که ادامه دهنده این راه خواهند بود، در هر جا و به هر شکل، توصیه می کنم اول به توکل بر خدا که اگر توفیقات حضرتش نبود، هرگز قدم از قدمی پیش نمی بردیم، و دوم به پشتکار فراوان و مقاومت در برابر کوه مشکلات که در این راه بس فراوان است و مشکل گشا هم اندک. پس اگر در این راه با جیب خالی، وعده و وعید دانشگاه و حامیان، پیشنهادهای رنگارنگ، خلف وعده، نیرنگ، فشار زیاد در زمان کوتاه، هجوم انواع بلایا در شب مسابقه، تغییرات ناگهانی قوانین مسابقات، بی توجهی مسئولین و برگزارکنندکان، کدورت بین دوستان، و امثالهم مواجه شدید، خم به ابرو نیاورید و کمر همت ببندید که در زندگی از این دست فراوان است.

نکته دیگر آنکه موفقیت یک تیم تنها به کسب مقام و عنوان نیست و در کنارش مسائل معنوی و علمی هم اهمیت دارد که جو دوستی بچه های نکسوس و مقاله های علمی منتشره خود بیانگر این است.

عزیزان آینده ساز، اینک که این عرصه را ترک می کنم، راضی از عملکرد دوستانم و برای همه شان از خداوند سعادت می طلبم، و برای شما که می خواهید وارد این وادی غریب شوید، توفیقات روزافزون آرزومندم. هرگز از پرورش نسل بعد از خود غافل نشوید که اگر اینگونه نکردید و بعد از مدتی تیمتان از هم پاشید و ادامه دهنده مسیری نداشتید، تنها خود را ملامت کنید و نه چرخ گردون را. من و حسین تمام تلاشمان را کردیم تا راهی که بزرگان گذشته ،بالاخص مهندس وحید سلمانی و فرید سیفی (مد ظلهما)، پیش رویمان قرار دادند را برای دیگران و به خصوص شاگردان پژوهشسرا روشن کنیم، باشد که روزی ادامه دهنده مسیر باشند.

کلام دیگری ندارم، حلالم کنید...

 

ای دوست قبولم کن و جانم بستان     مستم کن وز هر دو جهانم بستان

با هر چه دلم قرار گیرد بی تو           آتش به من اندر زن و آنم بستان

 

     

پ.ن: عکس مربوط به آخرین همکاری من و حسین برای ربوکاپ 2008 ...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 2 مرداد1387 و ساعت 12:5 |