تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead

از زمانی که کار با کامپیوتر رو شروع کردم ابزارهای مختلفی برای حل مسائل و مشکلات استفاده کردم. اینجا بهترینها رو آوردم:

رتبه 1:

Google، Wikipedia، TextPad، Matlab، Adobe Acrobat Reader، MS VC++، MS Excel، MS Paint، GetDataBack، PhpMyAdmin، JADE (Java Agent Development Environment)

رتبه 2:

Windows XP، SuSE Linux، MS VS.NET، Adobe PhotoShop، ACD See، MS Word، IE، Mozilla Firefox، Symantec Antivirus

رتبه 3:

Rational Rose، Yahoo Messenger، TotalVideoConverter، Download Accelerator

 

شما چطور؟

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 28 دی1385 و ساعت 22:1 |
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر رهروان سعادت مبارک باد.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در یکشنبه 17 دی1385 و ساعت 18:12 |

مادر دوستم حسین انصاری به رحمت ایزدی پیوستند. روحشان غریق رحمت حق که بهشت زیر پای مادران است... ۵ ساله بودم که پدرم فوت کرد. اونموقع درک درستی از ماجرا نداشتم. الان 17 سال می گذره که مادرم واسه ما ۵ برادر هم مادره و هم پدر. شاید واسه همینه که بیشتر از هر کس دیگه مادر رو بهترین و دلسوزترین موجود دنیا می دونم.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 14 دی1385 و ساعت 22:16 |
امروز صدام اعدام شد. فردا هم عید قربانه و پس فرا آغاز سال ۲۰۰۷ میلادی. چه تقارنی نه! همشون مبارکه. این آدم چه ها که نکرد... اینجا چند خبر داره بد نیست بخونین.

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 9 دی1385 و ساعت 12:36 |
میلاد پیامبر رحمت و مهربانی عیسی مسیح (ص) روح الله بر همه مسیحیان و مسلمانان مبارک...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 4 دی1385 و ساعت 7:44 |

صبح پسری رو نزدیک دانشگاه دیدم که به زور 17 سالش می شد. سیگار می کشید و تو این هوای سرد با یه لا پیراهن زرشکی کهنه تو خیابون راه می رفت و مثلا فیگور می گرفت که مرد شده... فکر می کنین جامعه چه مسئولیتی در قبال این قضیه داره؟ آیا اصلا مسئولیتی باید تعریف شه؟ شب از دانشگاه بر می گشتم تو تاکسی مسیر خیابون رضا نشسته بودم منتظر پر شدن تاکسی. دو تا پسر بچه حداکثر 9 ساله جلوی مردم رو می گرفتند تا دستمال کاغذی هاشون رو به زور هم شده بفروشن. بعد از اینکه مردم با بی اعتنایی از کنارشون رد شدن، رفتن تو یک مغازه لوازم التحریر و بعد چند لحظه پرت شدن بیرون. روی در مفازه یه پوستر قشنگ از UNICEF نصب شده بود...UNICEF صندوق کودکان سازمان ملل فعالیت عمدش کمک و حمایت از کودکان کشورهای در حال توسعه است... دخترکان کبریت فروش و پسرکان دستمال فروش سرنوشت نا معلومی دارند که جامعه براشون می سازه...

تا بحال چند بار شده که خواستی به یه فقیر کمک کنی و بنا به دلایل مختلف از این کار صرفنظر کنی؟ الان که پول خرد ندارم، از کجا معلوم که واقعا نیاز داره، قیافش به معتادها می خوره، من ندم بالاخره یکی بهش می رسونه و هزار و یک دلیل دیگه...

شیخ اجل سعدی شیراز پندمان می دهد که تو نیکی می کن و در دجله انداز    که ایزد در بیابانت دهد باز

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 4 دی1385 و ساعت 7:27 |