تبليغاتX
(راه پيشِِ ِِرو) Road Ahead

اي آنکه به تدبیر تو گردد ایام                 ای دیده و دل از تو دگرگون مادام

وي آنکه بدست توست احوال جهان        حکمی فرما که گردد ایام به کام

 

هوا دلپذير شد گل از خاک بردميد، پرستو به بازگشت زد نغمه اميد، به جوش آمد از خون درون رگ گياه، بهاران خجسته باد بهاران خجسته باد... یه سال دیگه هم گذشت قافل از اينکه يه سال پيرتر شديم و به مرگ نزديکتر(!) این روزها همش درگیر انجام پروژه درس کنترل فازي بودم چون باید تا 29 اسفند تموم بشه یا بهتر بگم باید تموم می شد و اصلا گذشت اين آخرين روزهاي 84 رو حس نکردم. اميدوارم پروژه قبل از ساعت 9 تموم بشه تا موقع سال تحويل درگير نباشم. آخه قديميا ميگن دم دماي سال تحويل اوضا احوالت هر جور که باشه در طي سال نو هم همونطور ميشه!! امیدوارم سال جدید برای همه برکت و شادی داشته باشه. ایام به کام، خوش باشین و این روزا رو صفا کنین 

 

... نوروز تجدید خاطره بزرگی است خاطره خویشاوندی انسان با طبیعت. هر سال این فرزند فراموشکار که سرگرم کارهای مصنوعی و ساخته های پیچیده خود است، مادر خویش را از یاد می برد، و با نوای وسوسه آميز نوروز به دامان وی بازمی گردد و همراه وی این بازگشت را جشن می گیرند...

دکتر علی شريعتی

 

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 29 اسفند1384 و ساعت 6:34 |

زمانی یکی از بچه ها از من پرسيد: "CV یعنی چی؟" من هم که قبلا همین سئوال رو از یک فرد با تجربه پرسیده بودم، خیلی راحت گفتم: "CV مختصر عبارتcurriculum vitae  هست و معادل لاتین resume خودمونه"! حالا بعد چند وقت اومده پیشم میگه فلانی یکم اشتباه گفتی... این هم تجربه ای شد که همینجوری یه حرفی رو قبول نکنم. به گفته فردی که نمی دونم کی هست، تجربه سخت گیر ترین معلمهاست چون قبل از اینکه به تو یاد بده امتحان می گیره... و اما  Curriculum Vitae از نظر لغوي به معناي "تاريخچه زندگي" هست و به طور معمول شامل ويژگي‌ها، توانمندي‌ها، و فعاليت‌هاست. Resume به معناي "خلاصه تجربيات" معمولا توسط افراد غير دانشگاهي برای معرفي به یک نهاد استخدامی نوشته مي‌شه. افراد معمولا در Resume فعاليت‌ها و تجربه های حرفه‌اي خودشون رو كوتاه و در حداكثر دو صفحه مينویسن. اما CV معمولا توسط افراد دانشگاهي و با هدف ارايه كليه دستاوردها و فعاليت‌هاي علمي و تحقيقاتي تهيه مي‌شه و تا بيش از 10 صفحه متن رو هم می تونه شامل می شه...

 چند روز پیش که با یکی از دوستان رفتیم نمازخونه مهندسی، موقع وضو گرفتن طرف شروع کرد به پرسیدن این سئوالات که فلانی تو که کباده فضل و ادب می کشي علتش چیه که نماز ظهر و عصر 4 رکعتی هست و چرا باید وضو اینشکلیه بگیریم و ازین حرفا... من هم که دلیل قانع کننده ای به ذهنم نمی رسید یکی از نوشته های کوئیلو با عنوان "معنای تاج ها" رو براش گفتم: "...وقتی موسی (ع) به آسمان رفت تا بخشی از کتاب مقدس رو بنویسه، خداوند از اون خواست تا بالای بعضی از حروف تورات تاجهایی بکشه. موسی پرسید: خدایا این تاجها برای چی هست؟ و خداوند پاسخ داد: صد نسل دیگر، مردی به نام اکیوا، معنای حقیقی اون رو فاش خواهد کرد. موسی گفت: این مرد را نشانم بده. خداوند موسی (ع) را به آینده برد و او را در کلاس درس اکیوای روحانی گذاشت. شاگردی پرسید: استاد، این تاج ها برای چه بالای بعضی از حروف نوشته شده اند؟ اکیوا گفت: نمی دونم. فکر می کنم موسی هم نمی دونست. اما او از بزرگترین پیامبران بود و این کار را کرد تا نشان بده با وجود اون که نمی تونیم تمامی دستورات خداوند رو بفهمیم باید اون چه را که می خواهد انجام بدهیم. و موسی از پروردگار عذر خواست..."

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 23 اسفند1384 و ساعت 8:54 |

دیشب روز اول و دوم (دور مقدماتی) مسابقات امشب تمام شد. عکس من رو هم مثلا حين داوري زدن صفحه اول روزنامه قدس! با بچه ها کلي خنديديم چون عکسی از برگزار کنندگان اصلي نبود ولي از تيم داوري گروه ما بود. ظاهرا از شبکه 4 و 5 هم پخش شده... بعضي وقت ها در زمان داوري به دليل آماده نبودن تيم ها داورها خيلي بيکار مي شدن. به پيشنهاد احسان صبوري يک مسابقه برای ليگ داوران تشکيل داديم. در اين مسابقه با start زدن کورنومتر و متوقف کردن فوري اون سرعت عمل داور مشخص مي شد. اينقدر همگي تمرين کرديم که فکر کنم کورومترهامون دچار مشکل شدن... و اما رکورد هايي که شکسته شد:

احسان صبوري : 18 صدم ثانيه

حميد منصوري: 12 صدم ثانيه

امين ميلاني فرد: 8 صدم ثانيه

مهندس دلجو: 7 صدم ثانيه

احسان صبوري: 6 صدم ثانيه

مهندس حسين زاده: 5 صدم ثانيه

امين ميلاني فرد: 4 صدم ثانيه!!

امين ميلاني فرد: 2 صدم ثانيه!!!! (این رکورد دیگه هرگز شکسته نشد )

امروز برای درس شیوه ارائه مطالب علمی و فنی یا همون سمینار خودمون یابد یک ارائه در مورد web search engines بدم. از اونجایی هم که یکی دو ساله سر و کارم با موتور های جستجو هست فکر کردم بدک نیست از اسلاید هایی که قبلا ۱۰ جای دیگه استفاده کرده بودم کمک بگیرم. بقول دکتر اکبرزاده: زندگی خیلی کوتاهه اگه بخوای با یه تیر فقط یه نشون رو بزنی!

دیروز نتیجه acceptance یه مقاله دیگه هم اومد. وقتی مقاله بار اول تو سمپوزیوم IEEE رد شد، دکتر یغمایی سریع فرستادش یه جای دیگه که تا دیروز نمی دونستم اصلا کجا رفته بدون اینکه comment های داورای قبلی اعمال بشه. کاشف به عمل اومد تو یه کنفرانس بین المللی در هنگ کنگ قبول شده که هیچ، کاندیدای Best paper award هم هست!!

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در دوشنبه 22 اسفند1384 و ساعت 7:10 |

مطالب زير از سایت رسمی آموزش و پرورش خراسان:

اولين دوره مسابقات دانشجويي و دانش آموزي رباتيك كشور از 16 تا 19 اسفندماه سالجاري در مشهد برگزار مي گردد... در اين رقابتها كه به ميزباني آموزش و پرورش استان برگزار مي شود بيش از 750 نفر در قالب 271  تيم از دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، آموزشكده هاي فني و حرفه اي، مدارس تيزهوشان، مدارس عادي و پژوهشسراي دانش آموزي سراسر كشور شركت دارند...تيم ها در 3 رشته تعقيب خط، لابيرنت و ميكروماوس به رقابت خواهند پرداخت... 12 تن از اساتيد دانشگاه كه داراي تخصص علمي و تجربه شركت در مسابقات رباتيك در سطح كشور مي باشند، تيم قضاوت اين رقابتها را تشكيل مي دهند...

 

و اما واقعیت:

کميته داوري مسابقات تشکيل شده از تعدادي دانشجو و يا فارغ التحصيل که سابقه حضور در مسابقات رو داشتن. سرپرستي اين گروه رو پسر دايي عزيز بنده (دکتر اکبری – گروه مکانيک دانشگاه فردوسي) به طور تحميلي(!) قبول کردند اون هم وقتي 3 هفته قبل مسابقات به ايشون اعلام کردند و بعد هم همه مسائل کميته علمي رو هم نداختن گردن ايشون.... حالا آموزش و پرورش تو اين 3 هفته داور از کجا پيدا کنه ياد دانشجويان عزيز افتاد چون همه اساتيد ديگه اين کار رو رد کردند... از جمله اعزاي کميته داوري: بنده، حميد منصوري و احسان صبوري هر سه دانشجويان کارشناسي نرم افزار فردوسي  البته افرادي که کارشناسي ارشد معماري و هوش و از اين چيز ها از شريف دارند هم هستند ولي... بگذريم در هر کجاي دنيا اگر يک داور بخواهد حضور در داوري مسابقه رو تمرين کنه حد اقل يک هفته پيش در شرايط مسابقه و تست قرار مي گيره. امروز سه شنبه، روز اول مسابقات من و ديگر دوستان ساعت 7 صبح قبل از اومدن ملت قراره به سالن ها بريم برای تمرين داوري... درضمن هر گونه حرف در مورد اينکه ما به دليل بخور بخور مسابقات، داوري رو قبول کرديم رو تکذيب مي کنم

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 16 اسفند1384 و ساعت 6:16 |
امروز ۱۲/۱۲ شمسی، ۳/۳ میلادی و ۲/۲ قمری ...
+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در جمعه 12 اسفند1384 و ساعت 14:14 |
یکی از بروبچ تو MIT یاد بچگی هاش کرده... اين لينکو يکي دو هفته پيش خودم به همه جا فرستادم باز رسيده دست خودم. پس بايد جالب باشه http://web.mit.edu/~salman/Public/weblog/Collection/
+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 7:3 |
دیروز بالاخره کارای اداری گذرنامه تموم شد. از اونی که فکر می کردم ساده تر بود. البته اینو باید مدیون دفاتر خدمات دولت الکترونیک بود. این دفاتر یه تعداد مرکز انجام کارای اداری بودن که چند وقت قبل اسمشون خدمات پلیس + ۱۰ بود اما حالا اسمشو کردن دفتر خدمات دولت الکترونیک که در قسمت های مختلف شهر وجود داره واسه کارای صدور و تعویض گذرنامه، گواهینامه، عدم خلافی و ازین چیزا... از یکی که اومده بود اونجا شنیدم که قدیما گذرنامه گرفتن چقدر سخت بوده. صف و شلوغی و زمان زیاد و ... بگذریم واسه گذرنامه این مدارک لازمند: فرم و پوشه گذرنامه که باید از دفاتر پستی گرفت، واریز ۲۰۰۰۰ تومن به حساب ۹۵۱۱۴ و ۱۰۰ تومن به حساب ۹۶۳۸۶ هردو بانک ملی، کارت ملی و شناسنامه + کپی همه صفحات، سه قطعه عکس ۶*۴، موافقت اداره نظام وظیفه و یا کارت پایان خدمت واسه آقایون، موافقت رسمی شوهر واسه خانوما و تکمیل یه فرم که همونجا می گیرین...

یه مطلب هم در اثبات شهودی چهارفصل بودن شهر مشهد: صبح همون روز که واسه کار گذرنامه رفتم بیرون (چهارشنبه) هوا ابری بود و باد ملایم بهاری میومد. ظهر که شد گرما کلافه می کرد کاپشنمو در آوردم. عصرش بارون کم کم شروع شد و دیشب هم برف ریزه میزه اومد

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در پنجشنبه 4 اسفند1384 و ساعت 12:9 |

اين يکي از نوشته های پائولو کوئیلو با عنوان "درخت مشکلات" هست که چند روز پيش خوندم. واقعا چي مي شه اگه بتونيم اين کار رو اگر هم درختي در بساط نداشتيم مثلا با يک جا لباسي انجام بديم؟

 

...نجار، یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد. آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند. موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند قبل از ورود، نجار چند دقیقه جلو درختی در باغچه ایستاد. بعد با دو دستش شاخه های درخت را گرفت. چهره اش بی درنگ تغییر کرد. خندان وارد خانه شد، همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند، برای فرزندانش قصه گفت، و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند. از آنجا می توانستند درخت را ببینند. دوستش دیگر نتوانست جلو کنجکاوی اش را بگیرد، و دلیل رفتار نجار را پرسید.نجار گفت: آه... این درخت مشکلات من است. موقع کار، مشکلات فراوانی پیش می آید اما این مشکلات مال من است و ربطی به همسر و فرزندانم ندارد. وقتی به خانه می رسم مشکلاتم را به شاخه های آن درخت می آویزم. روز بعد وقتی می خواهم سر کار بروم دوباره آنها را از روی شاخه بر می دارم. جالب این است که وقتی صبح به سراغ درخت می روم تا مشکلاتم را بردارم، خیلی از مشکلات دیگر آنجا نیستند و بقیه هم خیلی سبکتر شده اند...

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در چهارشنبه 3 اسفند1384 و ساعت 7:56 |

عذاب وجدان داشتم شب خوابم نمي برد. بايد حتما اينو مي نوشتم... بحران کاريکاتورهاي توهين آميز به حضرت محمد(ص) با وجود عذر خواهی های پياپی انتشاراتی های مربوطه هنوز داغه داغه. اين کاريکاتوريست دانمارکي و دوستان تابعه به احتمال زياد مدتي بوده که حموم نرفتن و چون تنشون مي خاريده سيخ کردن تو لونه زنبور ... نشریه های مشابه نروژ و سوئد هم که میگن آزادی بیان مهم تر است از چیزایی مثل مذهب... «فرانس سوآر» يکی از روزنامه های فرانسوی زبان برای اينکه دل مسلمونا رو بدست بياره تو صفحه ی اولش يه کاريکاتور چاپ کرده که توش خدای بودايي، يهودي، مسلمان و مسيحی روی ابری در پروازند و خدای مسيحيان می گه: "شکايت نکن محمد، کاريکاتور همه ما را قبلا کشيده اند". غافل از اينکه شعله آتش رو بيشتر هم کرده... من نمي خوام بحثو سياسيش کنم که دو روز ديگه در اينجا رو filter کنن (گل بگيرن) ولي اين حرفامو دلم نمي ياد ننويسم. فقط به اين دو روي سکه نگاه کنين بعد خودتون نظر بدين:

 

1) روي اول اعتراض و تقابل: اعتراض البته با درک اينکه اولا حق اعتراض مثل حق آزادی بيان محترم هست اما آزادی بيان نبايد بهانه ای برای بی احترامی به مذاهب باشه... ثانيا حدود سفارت يک کشور به معنی خاک اون کشور هست و حمله به اون به معنی اعلان جنگ به کشور مقابله. ثالثا مسائلي تحت عنوان «صدور فتوا» و تعيين جايزه برای سر يک نويسنده (س.ر) مهر تروريست بودن رو چنان بهموم چسبونده که به اين زودي ها پاک نميشه... اگه اين نکته ها رو رعايت کنيم اعتراض خوبه ولي آتيش زدن سفارت تو سوريه و تعيين جايزه برای سر کاريکاتوريست ها در هند و پاکستان همون چیزاییه که بعضی ها دنبالشن...

 

...February 18, 2006 - Indian state government official offers reward for beheading of cartoonist. The Minister for Minority Welfare and Haj in the Mulayam Singh Yadav government, Haji Yaqoob Qureishi, has announced a cash reward of Rs 51 crore (£ 6.5 million) for anyone who beheads the Danish cartoonist who caricatured Prophet Mohammad... Islamabad - Goldsmiths in Pakistan's Northwestern Frontier Province Saturday put up a reward of 1 million U.S. dollars for the killer of the cartoonist who drew the satirical sketches of the Prophet Mohammed...

 

2) روي دوم آرامش و گفتگوي تمدن ها به شيوه محمد خاتمي(ره): يك سازمان تبليغات اسلامي در جوامع غير اسلامي در جده اعلام كرده است به زودي كتابي را درباره زندگي حضرت محمد (ص) و اين كه او پيام آور صلح براي جهانيانيان بوده است به زبان دانماركي منتشر و آن را در دانمارك و ديگر كشورهاي اروپايي به طور رايگان توزيع مي كند... البته بيشترين تعداد آن در دانمارك توزيع خواهد شد تا نشان دهد كه پيامبر اسلام واقعاً در پي ترويج چه بوده است و ارزش هاي جاوداني را كه او براي بشريت به ارمغان آورده است به دانماركي ها معرفي كند.

 

هر چند اعتراض هم لازمه ولی من خودم روي دوم رو بيشتر مي پسندم چون اعتقاد دارم سخن کز دل برآيد لاجرم بر دل نشيند. در ضمن اين رو هم مطمئنم که "و مکروا و مکرالله و الله خیر الماکرین"

+ نوشته شده توسط امين ميلاني فرد در سه شنبه 2 اسفند1384 و ساعت 1:30 |